سفارش تبلیغ
تی شرت درخشان LED
این تیشرت دارای یک پنل LED است
که با صدای محیط به حرکت در می‌آید

ساعت سامورایی LED آبی
این ساعت مانند یک دستبند است که در زمان دلخواه ساعت آن ظاهر می شود.
تلویزیون دیجیتال
دریافت دیجیتال کانالهای تلویزیونی و ماهواره‌ای روی لپ‌تاپ و کامپیوتر
تلویزیون دیجیتال
نهج البلاغه
همگان را به شتاب خواهانند و همگان مهلت جویانند ، و همه را وقتى معین نهاده‏اند و آنان درنگ مى‏کنند و از کار باز ایستاده‏اند . [نهج البلاغه]
نهج البلاغه
 
 RSS |خانه |ارتباط با من| درباره من|پارسی بلاگ

»» کتابخانه

1- کتابخانه تبیان


تعداد قابل توجهى کتاب که از طریق فهرست الفبایى و موضوعى قابل دسترسى است.


زبان: فارسى


نشانى: http://www.tebyan.net/Teb.aspx?nId=1608



2- پایگاه آیة الله تبریزى
متن کامل بسیارى از تالیفات آیة الله شیخ جواد تبریزى
زبان: عربى
نشانى: www.tabrizi.org/html/bo/bo.htm

3- پایگاه آل البیت
معرفى کتابخانه‏هاى اسلامى در ایران، متن کامل تعداد قابل توجهى از کتابهاى اسلامى با موضوعات گوناگون و متن کامل کتابهاى تخصصى عقاید شیعه، تفسیر و علوم قرآن و حدیث.
زبان: فارسى، عربى، انگلیسى
نشانى: www.al-shia.com

4- پایگاه الکوثر
داراى کتابهاى زیادى‏در زمینه‏هاى مختلف علوم اسلامى با ارائه سه فهرست کتب.
موضوعات و مولفین.
زبان: عربى
نشانى: www.al-kawthar.com/maktaba
 


5- کتابخانه ملى جمهورى اسلامى ایران


آشنایی با ساختار، فعالیتها، تواناییهاى و محصولات کتابخانه ملى و دسترسى به فهرست پیوسته منابع موجود در مخزن این کتابخانه و قابلیت جستجوى ساده و پیشرفته.


زبان: فارسى، انگلیسى


نشانى: www.nli.ir


6- کتابخانه‏کنگره آمریکا
بزرگترین کتابخانه در  جهان با میلیونها کتاب و مجله از جمله در زمینه اسلام و ایران و هزاران موضوع دیگر، که داراى قابلیت جستجوى پیشرفته و ساده مىباشد. در این پایگاه علاوه بر معرفى کامل کتابها، خلاصه اى از مطالب آنها را نیز آورده است.


زبان: انگلیسى
نشانى:
www.loc.gov
 


7- کتابخانه بزرگ انگلستان


این کتابخانه یکى از بزرگترین کتابخانه هاى جهان است که علاوه بر معرفیمیلیونها کتاب در موضوعات مختلف، کتابهاى زیادى نیز در زمینه اسلام و ایران معرفى مىکند. در این پایگاه توضیحات کوتاهى براى هر کتاب ارائه شده است.


زبان: انگلیسى


نشانى: http://blpc.bl.uk


8- کتابخانه پایگاه رافد
متن‏کامل تعداد قابل توجهى ازکتابهاى مفید در زمینه‏هاى مختلف قرآن، حدیث، عقائد، فقه، اصول،
اخلاق، تاریخ، سیره، شعر ودعا.
زبان: عربى، انگلیسى
نشانى: 
www.rafed.net/books/index.html

9- کتابخانه عقائد
متن کامل تعداد بسیار زیادى از کتابهاى مفید اسلامى و شیعى در خصوص اعتقادات شیعه، تاریخ
اسلام و اهل بیت وموضوعات متفرقه دیگر.
زبان: عربى
نشانى:
www.aqaed.com/shialib/index.html

10- کتابخانه علوم اسلامى
متن کامل تعداد بسیارزیادى از کتابهاى مختلف در زمینه‏هاى علوم قرآنى، تفسیر، حدیث، فقه،اصول، تراجم، رجال و علوم لغت عربى.
زبان: عربى
نشانى: http://209.61.210.137 /

11- کتابخانه فارسى پایگاه امام على علیه السلام
متن کامل بیش از 65 جلد کتاب، کتاب شناسى حضرت على علیه السلام و نهج البلاغه، خلاصه پایان نامه ها راجع به امام على و اهل بیت علیهم السلام، خلاصه کتاب و معرفى نرم افزار
زبان: فارسى
نشانى:
www.imamalinet.net/k/index.htm

12- کتابخانه عربى پایگاه امام علیعلیه السلام 
متن کامل بیش از 100 جلد کتاب درباره نهج البلاغه و امام على، خلاصه معرفى کتاب درباره امام على علیه السلام
زبان: عربی
نشانى:
www.imamalinet.net/AR/k/index.htm

13- کتابخانه انگلیسى پایگاه امام على علیه السلام 
متن کامل 14 جلد کتاب درباره امام على علیه السلام، غدیر و نهج البلاغه همراه با معرفى کتاب درباره امام على علیه السلام و نهج البلاغه
زبان:
نشانى:
www.imamalinet.net/en/k/index.htm

14- کتابخانه پایگاه مؤسسه دایرة المعارف فقه اسلامى 
متن کامل بیش از 70 جلد کتاب درباره علوم اسلامى، عقاید و اهل بیت علیهم السلام
زبان: عربی
نشانى: http://www.islamicfeqh.com /

15- کتابهاى آیت الله سید محمد شیرازى (عربى) 
متن کامل کتابهاى آیت الله سید محمد شیرازى در موضوعاتى چون: تفسیر، علوم قرآن، حدیث، ادعیه، تاریخ، عقاید، فقه و اصول، فرهنگ اسلامى، اخلاق و سلوک، کلام و فلسفه، ادیان و دیگر موضوعات سیاسى، اجتماعى و اقتصادى.
زبان: عربی
نشانى:
www.alshirazi.com/compilations/compilations.php

16- کتابهاى آیت الله سید محمد شیرازى (انگلیسى) 
ترجمه انگلیسى بیش از 13 جلد از کتابهاى آیت الله سید محمد شیرازى.
زبان: انگلیسى
نشانى:
www.shirazi.org.uk/books.htm

17- کتابهاى پایگاه نصر الله 
متن کامل برخى از کتابهاى امام خمینى(ره)، آیت الله خامنه اى و امام موسى صدر.
زبان: عربی
نشانى:
www.nasrollah.net

18- کتابخانه پایگاه امام رضا علیه السلام 
شامل کتابهایى درباره اهل بیت علیهم السلام، قرآن، نهج البلاغه و صحیفه سجادیه.
زبان: عربی
نشانى: www.imamreza.net

19- کتابخانه پایگاه الاسلام (انگلیسى) 
متن کامل تعداد بسیار زیادى از کتابهاى اسلامى در موضوعات قرآن، اهل بیت، عقاید، اقتصاد، اخلاق، تاریخ، حقوق، فقه، کلام و مباحث اجتماعى بهمراه مقالات و سخنرانیهایى در موضوعات بالا.
زبان: انگلیسى
نشانى:
www.al-islam.org/index

20- کتابخانه پایگاه الاسلام (عربى) 
کتابهایى درباره اهل بیت علیهم السلام، نهج البلاغه صحیفه سجادیه و...
زبان: عربی


نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » میرشاعر غلی ( پنج شنبه 10/1/85 :: ساعت 9:25 صبح )
»» مقایسه نظام حقوقی و اخلاقی زن در اسلام














نویسنده:علی عطایی کوزانی


مقایسه نظام حقوقی و اخلاقی زن در اسلام


خبرگزاری فارس: مسائل پیرامون زن از زوایای گوناگون قابل تأمّل و بررسی است. این بررسی می‌تواند از نگاه عرفانی، اخلاقی، اجتماعی، خانوادگی، و روان شناختی باشد، لکن ارزیابی جامع زمانی است که همه ویژگی‌های انسانی او را در نظر بگیرد. به نظر می‌رسد نگاه قرآنی از چنین جامعیتی برخوردار باشد; زیرا از سوی کسی صادر شده است که با همه ویژگی‌های انسان آشنایی داشته و بهتر از دیگران او را به سوی کمال واقعی اش رهنمون می‌سازد.


 



مقدّمه

مسائل پیرامون زن از زوایای گوناگون قابل تأمّل و بررسی است. این بررسی می‌تواند از نگاه عرفانی، اخلاقی، اجتماعی، خانوادگی، و روان شناختی باشد، لکن ارزیابی جامع زمانی است که همه ویژگی‌های انسانی او را در نظر بگیرد. به نظر می‌رسد نگاه قرآنی از چنین جامعیتی برخوردار باشد; زیرا از سوی کسی صادر شده است که با همه ویژگی‌های انسان آشنایی داشته و بهتر از دیگران او را به سوی کمال واقعی اش رهنمون می‌سازد.

شبهات متعدّدی که امروزه بر مبانی اسلام وارد می‌شود، بیشتر از ناحیه ضعف شناخت و نگرش‌های ناقص صورت می‌گیرد و برای رفع و دفع این شبهات، باید از جامعیت قرآن و مکتب اهل بیت(علیهم السلام) مدد جست. برای مثال، اشکالات فمینیستی بر مکتب اسلام بیشتر به خاطر این است که فقط از منظر حقوق غربی و لیبرالی به آن نگاه می‌شود; نگاهی که مبتنی بر سود، سرمایه و استعمار و بهره جنسی بیشتر است;1 یعنی ارزش‌های حاکم بر آن کاملا مادی بوده و همواره از طریق رسانه ها آن را بر همه تحمیل می‌نماید. در حالی که مکتب اسلام با یک نگاه همه جانبه، تأملّات دقیق ارزشی، اخلاقی، حقوقی و انسانی را در مورد زنان اعمال می‌کند.
البته فرهنگ سازان کشور ما هم با دامن زدن به مسائل حقوقی، توجه کمتری به مسائل اخلاقی پیرامون زنان می‌نمایند; یعنی در تحقیقات و مناظرات و سخنرانی‌های خود، این مسائل را فقط از منظر حقوق اسلامی مورد بررسی قرار می‌دهند، حال آنکه پرداختن به مسائل حقوقی زنان بدون توجّه به ابعاد اخلاقی و اجتماعی آن، امری معیوب خواهد بود. نپرداختن به مسائل خانواده و سخن گفتن از حقوق منهای اخلاق از جمله این موارد می‌باشد. چه بسا همین تحلیل نارسا و تک بعدی، موجب دامن زدن به مسائل اجتماعی زنان، بخصوص مسئله طلاق گردد. این اشکال می‌تواند در زمینه ورزش و اشتغال هم وجود داشته باشد. همین نگرش‌های تک بعدی است که کشور ما را به سوی جامعه سکولار و تفکّر فمینیستی پیش برده است.2

از این رو، یکی از رسالت‌های مهم کارشناسان، نوشتن مقالات متعدّد، تحلیل و تطبیق درست اخلاق بر مسائل زنان و نقش آن در هدایت و حمایت از جامعه زنان می‌باشد; چیزی که این نوشتار به قدر توان خود در پی آن است.

معرفی بهترین الگو

معرّفی و بررسی یک الگو برای تبیین نظام اخلاقی و حقوقی زن ضروری به نظر می‌رسد و برای این کار حضرت زهرا(علیها السلام)بهترین نمونه تاریخ است. رفتار پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله) و حضرت علی(علیه السلام) با حضرت زهرا(علیها السلام)می تواند نمایانگر مسیر تکامل و تعالی قرار گیرد. اگرچه شناخت مکتب علوی و مبانی آن (که می‌تواند افرادی همچون امامان معصوم(علیهم السلام)را پرورش دهد) بسیار مهم تر از شناخت خود افراد است3 امّا به خاطر جایگاه ویژه الگو در تربیت و هدایت انسان ها، معرّفی آن از اهمیّت ویژه‌ای برخوردار است. حضرت صدّیقه طاهره(علیها السلام)بهترین الگو برای زنان جهان است که درباره او کمتر سخن گفته شده. زنی که طبق روایات، 75 تا 95 روز آخر عمرش با مراوده‌های بین او و جبرئیل سپری گردید; فرشته وحی تمام مسائل و مصائب ذرّیّه فاطمه زهرا(علیها السلام) را به وی رساند و کاتب وحی، حضرت امیر(علیه السلام)آن را نوشت.4

تعریف اخلاق
منظور از اخلاق در اینجا توجّه عاطفی و وجدانی به دیگران است. این معنا مورد تأکید آیات و روایات نیز می‌باشد; یعنی اسلام در روابط انسان ها، به دنبال تأثیرات نفسانی و کمالات معنوی است.5 از این رو، بر هر انسانی لازم است تا در برخورد با دیگران، بخصوص زنان، به دنبال شناخت وظیفه الهی و انجام آن باشد. در چنین تعاملی، نه تنها فرد مقابل تحقیر نمی شود، بلکه طرفین همواره به وظایف خود می‌اندیشند تا علاوه بر حفظ کرامت دیگران، موجب ارتقای معنوی یکدیگر نیز بشوند.

مرز اخلاق و حقوق
مسائل حقوقی در بسیاری از موارد با اخلاق ارتباط نزدیک پیدا می‌کند; چرا که این مسائل هم جنبه اخلاقی و هم حقوقی دارند و به نظر می‌رسد که دایره اخلاق اسلامی همه مسائل حقوقی زنان را در بر می‌گیرد. یعنی این مسائل ممکن است، علاوه بر مجاز و ممنوع بودن، با خوب و بد بودن هم ارزش گذاری شوند که در واقع، ضمانت اجرایی اولی با دولت می‌باشد و دومی توسط وجدان و عقل صورت می‌گیرد; چه اینکه دایره اخلاق می‌تواند تمام احکام و فرامین دینی را شامل شود.6

تفاوت احکام حقوقی و اخلاقی
احکام حقوقی تفاوت هایی با احکام اخلاقی دارند. در ذیل به برخی از این تفاوت ها اشاره می‌گردد:

1. احکام حقوقی فقط برای تنظیم روابط اجتماعی هستند، در حالی که هدف اخلاق اسلامی فوق هدف حقوقی بوده و منحصر به اهداف دنیوی نمی شود.
2. احکام حقوقی ضمانت اجرایی دولتی دارند، امّا ضمانت اجرایی احکام اخلاقی وجدانی است.
3. در احکام اخلاقی تأثیرات نفسانی و کمالات معنوی دنبال می‌شود، حال آنکه حقوق برای رعایت حال جمع، جامعه و دیگران است.
4. ارزش احکام اخلاقی به نیّت فاعل مختار بستگی دارد، امّا در احکام حقوقی نیّت تأثیری نداشته و ظاهر افعال مدّنظر است.7
5. قواعد حقوقی تکالیفی الزام آور می‌باشند، اما در قلمرو اخلاق تکالیف الزامی و استحبابی وجود دارد.8

اصالت حقوق یا اخلاق؟

برای حلّ این مسئله بهتر است ماهیت زن مورد مطالعه قرار گیرد. این بررسی می‌تواند از دیدگاه مکاتب گوناگون باشد، لکن موضوع مورد بحث ایجاب می‌نماید تا با کمک قرآن و حدیث به حلّ آن پرداخته شود.
اگرچه مکاتب سکولار سعی کرده اند قلمرو مسائل دینی و اعتقادی را از مسائل حقوقی و اخلاقی جدا کنند تا نغمه جدایی دین از شئون دنیوی را سر دهند، اما مکتب اسلام چنین تفکیکی را نپذیرفته و حوزه‌های ارتباطی انسان را جدای از هم نمی داند; یعنی ارتباط انسان با خدا، خود و دیگران جدای از هم نیستند.9
آیات و روایات مجموعه عظیم و سرشاری از احکام حقوقی و اخلاقی موجود می‌باشند و در کنار فرامین فقهی ریشه در معارف دینی دارند که جدای از هم نیستند.10

بعضی از اندیشمندان اسلامی تفاوت احکام حقوقی میان مرد و زن را به معنای برتری مرد بر زن گرفته اند. چه بسا این نگرش جامع نبوده و با یک نگاه تک بعدی به مسائل زنان به دست آمده باشد. در کل، نگرش سطحی به مسائل دینی نظرات ناصوابی را به دنبال دارد که این نگرش نیز از آن مستثنا نمی باشد. البته در اطراف این موضوع، تحلیل‌های نادرست متعددی وجود دارد که بررسی بعضی از آن ها ضروری به نظر می‌رسد.

اوج گرایی و تکامل مرد و زن

در تفکّر قرآنی، زن پا به پای مرد تکامل پذیر و اوج گراست و در پرتو شناخت و عمل می‌تواند به چکاد تعالی انسانی دست یابد. از این رو، خداوند در قرآن کریم می‌فرماید: (إِنَّ الْمُسْلِمِینَ وَالْمُسْلِمَاتِ وَالْمُؤْمِنِینَ وَالْمُؤْمِنَاتِ وَالْقَانِتِینَ وَالْقَانِتَاتِ وَالصَّادِقِینَ وَالصَّادِقَاتِ وَالصَّابِرِینَ وَالصَّابِرَاتِ وَالْخَاشِعِینَ وَالْخَاشِعَاتِ وَالْمُتَصَدِّقِینَ وَالْمُتَصَدِّقَاتِ وَالصَّائِمِینَ وَالصَّائِمَاتِ وَالْحَافِظِینَ فُرُوجَهُمْ وَالْحَافِظَاتِ وَ الذَّاکِرِینَ اللَّهَ کَثِیراً وَالذَّاکِرَاتِ أَعَدَّاللَّهُ لَهُم مَّغْفِرَةً وَ أَجْراً عَظِیماً.) (احزاب: 35)

بدین سان، اشکالاتی که بر نابرابری حقوق زن وارد می‌شود، مردود می‌گردد; زیرا قرآن کریم اوصاف زن را در کنار اوصاف مرد برشمرده و استعدادهای آن دو را برای رسیدن به کمال، یکسان دانسته است. قرآن کریم، زن را موجودی با همه ویژگی‌های انسانی می‌داند.11

مهم‌ترین تفاوت در نگاه ظاهری

عده‌ای درنگاه ظاهری برای توجیه تفاوت مرد و زن و اثبات نقصان عقلی زن، به هر وسیله‌ای حتی روایات متوسل شده اند، لکن با یک بررسی مقتضی، ضعف استدلال این گروه آشکار می‌شود.
وقتی در قرآن از نقصان عقلی زن سخنی به میان نیامده و در روایات، ضعف عقل او یک استدلال جزئی بوده و اگر استدلال کلی باشد به عواطفش ربط داده می‌شود،12 پس نقصان عقلی مطرح شده را باید در امور دیگر جستوجو کرد; چه اینکه حضرت علی(علیه السلام) می‌فرمایند: «ایاک و مشاورة النساءالاّ من جربت بکمال عقل»;13 از مشاوره با زنان بپرهیزید، مگر کسی که بلوغ و کمال عقلی او تجربه شده باشد. بنابراین، تفاوت‌های مرد و زن، نوعی تناسب است نه نقص و کمال; یعنی این تفاوت ها برای تناسب است تا زندگی مشترکی را برای اهداف عالیه فراهم آورند.14

قوّت و ضعف عقل در روایات

عقل انسان اگر در معرض آفات نفسانی قرار گیرد دچار ضعف و تغییر می‌شود. در پاره‌ای از روایات به قوت و ضعف عقل اشاره شده است و زن یا مرد بودن تاثیری در آن ندارد. عجب و خود پسندی،15 هم نشینی با جاهلان،16 زیاده طلبی،17تکبّر و خودبزرگ بینی،18 شهوت رانی و هوس بازی19 از جمله آفات عقل می‌باشند.
دسته دیگری از روایات، عقل و عاقل را به داشتن سجایای انسانی معرفی نموده اند. مخالفت با هوای نفس، دین داری، و کمال طلبی سجایای انسانی هستند که معرّف قدرت عقل انسان می‌باشند.20

منشأ ضعف

با بررسی این دسته از روایات، به نظر می‌رسد ضعف عقلی زن صرفاً جنبه عارضی داشته باشد، نه اینکه ذاتاً عقل زن ناقص یا ضعیف تر از مرد باشد. از این رو، معلوم می‌گردد که موانع سیر کمالی زن، نه در ضعف عقلانی او، بلکه ریشه در جنبه‌های عاطفی و اخلاقی وی دارد. وجود زنان دانشمندی که پا به پای مردان مدارج عقلی و علمی را طی نموده اند، تأییدی بر این مطلب می‌باشد. برای جبران ضعف عقلی زن، بیشتر باید به جنبه‌های اخلاقی در مورد زنان توجّه نمود. صرف نگاه عاطفی و احساسی، انسان را دچار زندگی خیالی نموده و از زندگی عقلایی و انسانی دور می‌نماید، امّا التزام به فرامین اخلاقی به عنوان فقه اکبر، جهت درستی به عواطف داده و زندگی انسان را عقلایی و الهی می‌نماید.

معانی عقل

عقل دارای معانی متفاوتی بوده و هر معنا، تحلیل خاص خود را می‌طلبد. برخی عقل را به معنای هوش و استعداد دانسته اند که از نظر روان شناسی تفاوتی بین دو جنس وجود ندارد. عدّه‌ای کوچک تر بودن نیمه راست مغز زن را به حساب ضعف عقلی وی گذاشته اند. اگر این استدلال درست باشد، پس باید کوچکی نیمه چپ مغز مرد را هم ضعفی برای او محسوب کرد.
برخی دیگر، عقل را به معنای قوه استدلال و منطق می‌دانند. این تعبیر، چه به معنای عقل منطقی باشد یا عقل فلسفی،21 تفاوتی در اصل تعقّل بین آن دو وجود ندارد.

برای عارضه ضعف عقلانی زن، چند توجیه وجود دارد:

الف. اگر عقل را به معنای درک کلیات منطقی یا فلسفی بدانیم، به نظر می‌رسد که تفاوتی بین مرد و زن نباشد، مگر اینکه زنان به علت جزئی نگری در مسائل، علاقه کمتری به این بخش از علوم نشان می‌دهند.
ب. عواطف زن معمولا بر جنبه عقلانی او غالب است و این حقیقت قدرت عاطفی او را اثبات می‌نماید و به معنای ضعف عقلی نمی باشد.
ج. عده دیگری که عقل را به معنای عقل اجتماعی دانسته اند و می‌گویند: عقل اجتماعی مردان قوی تر است; چون دارای مدیریت، سیاست، فکر اقتصادی، علمی، تجربی و ریاضی قوی تری هستند.22 لکن این برتری برای مرد یک فضیلت زاید است و معیار فضل برای او به شمار نمی آید.23

معانی عقل در روایات به گونه‌ای است که از آن ها برای نکوهش و نقصان زن استفاده نمی شود. در بعضی روایات، عقل به معنای «عقال» آمده است; یعنی وسیله‌ای که با آن نیروی غریزه و امیال را به بند می‌کشند.24 در معنای دیگری فرموده اند: «العقل ما عبد به الرحمن و اکتسب به الجنان»;25عقل چیزی است که به کمک آن بندگی خدا میسّر می‌گردد و از راه آن بهشت به دست می‌آید.

اگر این دو معنا را با علل روایی دیگر نقصان عقل در نظر بگیریم، حدیث نقصان عقل حضرت امیر(علیه السلام) به معنای موجبه جزئیه است که به فرد خاص اشاره دارد26 و اگر هم آن را استدلال کلی بدانیم، چه بسا منظور زنان بی ایمان باشد.27

البته اثبات برتری عقل مرد بر زن کار آسانی نبوده و از مجموع آیات و روایات و علم و تجربه این برتری ثابت نمی شود. گذشته از آن، با تفکیک عقل نظری و عملی، می‌توان گفت: اگر عقل نظری در مردان قوی تر باشد، عقل عملی (به معنای وجدان اخلاقی)28 در زنان قوی تر است; زیرا وجدان اخلاقی ناظر بر عواطفواحساسات می‌باشدواین دودر زنان قوی تر است.

نتیجه
در مجموع، می‌توان گفت: از طریق تجربه، برهان و روایات، برتری عقل مرد ثابت نمی شود، همان گونه که نقصان ذاتی عقل زن اثبات نمی گردد; یعنی حاصل روایات، تجربه و برهان چنین تفاوتی را اثبات نکرده و استدلال منطقی هم مغالطه‌ای بیش نیست.

برخی با یک استدلال مغالطه‌ای می‌گویند: در اسلام عقل معیار کمال انسانی است، هر کس عاقل باشد به کمال انسانی نزدیک تر است. بنابراین، مردان به خاطر قوت عقل به خدا نزدیک ترند.

در این استدلال، از اشتراک لفظی و مغالطه استفاده شده و حد وسط تکرار نشده است; چون عقل در صغرا به معنای مهار نمودن عقال هوا و هوس است و با آن بندگی خداوند صورت می‌گیرد که در روایات به آن اشاره گردیده، اما در کبرای قضیه عقل به معنای عقل اجتماعی است.29

در نهایت، تفاوت عقلی بین مرد و زن از ناحیه عقل ابزاری است; یعنی عقلی که انسان می‌تواند به کمک آن علوم را فرا گیرد. این برتری هرچند برای مرد یک فضیلت به شمار می‌آید، اما فضل نیست; زیرا آنچه نزد خدا ارزشمند است و فضل محسوب می‌شود، عقل ذاتی است که از آن به عقل عملی (به معنای نیّت، اخلاص، اراده، محبّت، و تقوا) تعبیر می‌شود. پس عقل ذاتی مقرّب درگاه خداست و این حقیقت برای مرد و زن تفاوتی ندارد.30

رابطه عواطف با اخلاق
روان شناسی ثابت کرده است که مرد بنده شهوت و زن اسیر محبّت است. از این رو، مرد را شهوت از پای در می‌آورد و زن در مقام ابراز محبّت اسیر می‌شود.31 اگرچه مهار هر دو به دست فرامین اخلاقی است، اما یک تفاوت اساسی بین آن ها وجود دارد و آن سرسختی و چموشی شهوت و غریزه است که با استحکام و قهر عقلی اداره می‌شود. از این رو، پیروزی شهوت در مردان زمانی اتّفاق می‌افتد که عقلشان تحت الشعاع قرار بگیرد. از سوی دیگر، عواطف زمانی با اخلاق کنترل و هدایت می‌شود که در لطافت هم سنخ با اخلاق باشد; چه اینکه برای هدایت احساس و عاطفه، تأثیر اخلاق بالاتر از قانون است. از این رو، قانون و مسائل حقوقی زمان هم فقط با کمک قانون حل نمی شود، بلکه در کنار قانون از اخلاق هم استفاده می‌شود تا روح قانون به نوعی تلطیف گردد.32

ظلم بزرگ بر زنان
نادیده گرفتن اخلاق در مسائل زنان، ظلم بزرگی بر آنان به شمار می‌آید که با امور دیگر قابل جبران نیست; چرا که در مسائل اجتماعی هم اخلاق ناظر بر احکام حقوقی است و بدون آن، اجرای احکام حقوقی برای زنان آسیب زا خواهد بود. از این رو، برای هدایت و حمایت از زنان بهتر است اخلاق را مقدّم بر حقوق و در کنار آن اعمال نمایند.

برای مثال، اگر در مسائل خانواده صحبت از حقوق زن به میان آید و در آن کمترین توجّه‌ای به مسائل اخلاقی صورت نگیرد، به جای اجرای عدالت، ظلم مضاعفی را در حق زنان اعمال کرده اند; کاری که امروزه بعضی از حقوق دانان انجام داده و به جای حل مسائل خانواده، آن را تشدید می‌نمایند; چه اینکه برای جلوگیری از گسترش تفکّر فمینیستی و مهار آسیب‌های خانوادگی و اجتماعی آن، باید مسائل اخلاقی را در کنار مسائل حقوقی زنان در نظر بگیرند.

اشتباه روشن فکران
برخی می‌خواهند تفاوت زن و مرد را در استعدادهای جسمی و روانی آنان جستوجو کنند و آن را به اثبات برسانند و برخی دیگر از زبان کلیسا و مذهب گفته اند: «زن همان موجود با گیسوان بلند است که عقل کوتاه دارد.» در مقابل، افرادی نظیر مونتاگو در کتاب زن جنس برتر اصرار دارند تا زن را جنس برتر معرفی کنند و امتیازات مرد را مولود عوامل تاریخی و اجتماعی بشمارند و عوامل طبعی و طبیعی را نادیده بگیرند;33 همان چیزی که امروزه یکی از شعارهای مکاتب فمینیستی به شمار می‌آید. حال آنکه قانون خلقت با این تفاوت ها، تناسب بیشتری میان مرد و زن برقرار نموده تا برای زندگی مشترک موقعیّت‌های خاصّی را فراهم آورند.

ضرورت‌های زندگی انسانی
عقل و عاطفه دو نیروی ضروری برای زندگی بشری هستند که به انسان هدیه شده اند. خالق هستی به اقتضای شرایط و شرح وظایف زن و مرد، آن دو را حکیمانه بین آن ها تقسیم فرموده که هر یک با تفاوت‌های طبیعی موقعیّت‌های ویژه‌ای را برای زندگی انسانی فراهم می‌آورند. برای مثال، در زنان قدرت عاطفه، احساس نیرومندتری را به وجود می‌آورد، که لازمه زندگی دنیوی است.

به تأکید همه کارشناسان، عاطفه زنان نه تنها نقص جامعه بشری نیست، بلکه یک ضرورت است که در سایه آن موضوع فرزندداری، تربیت و بعد عاطفی خانواده برای تکوین شخصیّت فرزندان و آرامش همسران ضروری می‌باشد; چه اینکه قدرت عقلانی مرد برای تدبیر زندگی و تکیه گاه زن می‌باشد. از این رو، عقل و عاطفه با تکیه بر هم سایبانی برای زندگی انسانی فراهم می‌آورند.34

نکته قابل توجه
شبهاتی که در اطراف مسئله زن، بر مکتب اسلام وارد است، به دو بخش عمده شخصیتی و حقوقی قابل تقسیم می‌باشد. مهم‌ترین اشکالات در بخش شخصیتی، پیرامون مسئله نقص عقل می‌باشد که مورد توجه قرار گرفته است. امّا در بخش حقوقی، مسئله قصاص بیش‌ترین چالش ها را فراهم آورده است که با بررسی آن، مسائلی از قبیل شهادت زن، دیه، و ارث پاسخ اجمالی خود را دریافت خواهد نمود.

بررسی نظام حقوقی و اخلاقی زن در مسئله قصاص
همان گونه که در باب قصاص آمده است، دیه زن نصف مرد است; یعنی اگر اولیای مقتول (زن) قصد اخذ دیه داشته باشند، باید نصف دیه کامل را بگیرند و اگر بخواهند قصاص کنند باید نصف دیه کامل را به ورثه مرد قاتل بپردازند سپس مرد قاتل را قصاص نمایند.35

این فتوا پنداری را به وجود می‌آورد که آیا ارزش زن در نظام حقوقی اسلام نصف مرد است؟ در پاسخ می‌توان گفت: باید به مجموعه قرآن، حدیث، تفسیر، سیره، تاریخ و فقه در این زمینه نظر افکند و در نهایت، با بررسی علمی در فروع، به گفتوگو در اصول و مبانی فکری اسلام پرداخت.

برای درک این مطلب بهتر است که خاستگاه قوانین و مقرّرات فردی، اجتماعی، سیاسی، کیفری و مدنی اسلام مورد بررسی قرار گیرد. برای این کار، شناخت مبانی و هدف فرامین اسلام از یک سو و شناخت هویت و ارزش‌های انسانی از سوی دیگر، ضروری به نظر می‌رسد. از این رو، پاسخ فردی که فلسفه و مبانی احکام اسلام را پذیرفته است، با پاسخ کسی که آن را قبول ندارد، متفاوت خواهد بود.

اثر ذاتی یا عوارض خارجی
بدون تردید، تفاوت هایی در ساختار جسمی و روانی زن و مرد وجود دارد. همین تفاوت ها، موجد وظایف و مزایای اجتماعی متفاوتی برای آن دو گرویده است. چه بسا همین تفاوت ها احکام حقوقی متفاوتی را به دنبال آورده باشد و این امر ارتباطی به ارزش انسانی زن و مرد ندارد; زیرا احکام و مقرّرات متفاوت موضوعه به تمایز ارزشی زن و مرد برنمی گردد و صرفاً ناظر به تفاوت‌های طبیعی بین آن دو می‌باشد. با توجه به ارزشمندی ابعاد معنوی انسان و ارتباط حقوق با زندگی ظاهری و اجتماعی، به نظر می‌رسد که مسائل حقوقی ناظر بر زندگی دنیوی و ظاهری باشد. البته مبانی و هدف حقوق بحث دیگری است که بی شک به ابعاد معنوی او برمی گردد; یعنی احکام اگر به امور معنوی ارتباط پیدا نکند تأثیری در تکامل شخصیّت معنوی انسان نخواهد داشت.36

البته در نگرش سطحی، ارزش و شخصیّت انسان در فلسفه و ساختارهای مادّی انسان و فرآیندهای آن نهفته است. امّا انسان در نگرش اسلامی، هویت الهی و فرامادّی دارد و ساختار وجودی، امور معنوی و ارزش شخصیّت او در تعالی فکری و اخلاقی نهفته است.

از این رو، اگرچه از لحاظ ارزشی میان زنان و مردان هیچ گونه تفاوتی وجود ندارد و تفاوت احکام و مقرّرات موضوعه، به تمایز ارزشی زن و مرد برنمی گردد، امّا هیچ حکمی بدون دلیل و برهان وضع نشده است. قطعاً رابطه محکمی بین احکام موضوعه با ابعاد معنوی و تعالی انسان وجود دارد که احکام دنیوی را تابع شرایط خاص می‌نماید; یعنی با توجه به مسیر تعالی انسان و تأثیر در بعد معنوی، بر اساس نوع تأثیر آن در شخصیّت انسانی و حیات مادّی او وضع شده است. پس اصل احکام حقوقی بر این نهاده شده است که موضوع آن چه تأثیری در حیات معنوی و حیات دنیوی او دارد.37

به عنوان مثال، از منظر اسلام حکم بریدن دست دزد با احراز شرایط ده گانه صورت می‌گیرد. اما همین مکتب برای دزدی در هنگام قحطی و خشک سالی حکم دیگری صادر می‌نماید. بنابراین، تفاوت‌های ظاهری و طبیعی زن و مرد، تفاوت‌های حکمی بین آن دو را به دنبال آورده است.38

دو عنصر مهم در ترسیم حقوق اسلامی
اصل انسانیت، که حق مشترک بین زن و مرد است، و هویت صنفی زن که مختص به اوست، در تشریع خطوط کلی حقوق مشترک و مختص او نقش مهمی را ایفا می‌کند. بی شک حق مشترک و مختص پیش ازاستیفای حقوق دنیوی زن، در مسیر کمال بشریّت و حکمت عملی ترسیم می‌گردد; چرا که حقوق انسانی در مسیر قدرت مادّی و دنیوی کمال واقعی را دنبال نمی‌کند و البته حقوق مختص او که بیشتر در زمینه‌های ارث، دیه و قصاص جلوه می‌نماید، ناظر به امور دنیوی است و اگر هم نقصانی در آن به چشم می‌خورد، در کنار حق نفقه و تحمیل هزینه زندگی بر مرد از اعتدال لازم برخوردار می‌گردد.

جبران حق زن در تفاوت دیه و قصاص
هدف حقوقی جوامع، تأمین مصالح اجتماعی و دنیوی است، امّا در اسلام این یک هدف نیمه نهایی بوده و هدف نهایی آن استکمال نفس است.39

اگر چه مسلمانان به حکمت شارع مقدس در وضع احکام شک نمی کنند، اما برای تسکین قلوب و تأمین خواسته عقول، دلایلی چند از نظر می‌گذرد.

در باب اینکه تفاوت دیه و قصاص حقّی را از زن ضایع نمی کند، دلایلی مطرح است که به مهم‌ترین آن ها اشاره می‌گردد:

1. در لزوم کفاره بین قتل زن و مرد هیچ فرقی نیست و در قتل عمدی کفاره جمع واجب است و در غیرعمد به نحو ترتیب کفاره واجب می‌شود.40

2. دیه در اسلام معیار ارزش معنوی مقتول نیست، بلکه دستور خاصی است که ناظر به مرتبه جسمانی مقتول می‌باشد. در غیر این صورت، دیه انسان عالم نباید مساوی انسان جاهل باشد; چرا که ارزش معنوی عالم را ضایع می‌کند. پس همان گونه که عدم تفاوت دیه عالم و جاهل نقصی برای عالم نیست، تفاوت دیه مرد و زن، نشانه برتری مرد بر زن نزد خداوند نمی باشد; یعنی برتری دیه نشانه قداست روحی مقتول نزد خدا نیست.

3. گفته می‌شود که از نظر ارزشی در اصل تشریع قصاص میان زنان و مردان تفاوتی وجود ندارد، همچنان که در قرآن آمده است:(وَلَکُمْ فِی الْقِصَاصِ حَیَاةٌ) (بقره: 179) و یا در جای دیگر فرموده است; «و النفس بالنفس» که در این امر الهی، زن و مرد یکسان هستند و هر کدام به جرم کشتن دیگری باید قصاص شوند.

4. در هر قتل، اعم از عدوانی و غیره، قصاص یا حقوق دیگری هم پدید می‌آید که مهم‌ترین آن ها عبارتند از:

الف. حقوق شخصی مقتول، که در پیشگاه خداوند و در روز قیامت باید پاسخگو باشد، چه مورد قصاص قرار بگیرد یا نگیرد. در این باره قرآن می‌فرماید: (وَمَن یَقْتُلْ مُؤْمِناً مُّتَعَمِّداً فَجَزَآؤُهُ جَهَنَّمُ خَالِداً فِیهَا وَ غَضِبَ اللّهُ عَلَیْهِ وَلَعَنَهُ وَأَعَدَّ لَهُ عَذَاباً عَظِیماً) (نساء: 93); اگر کسی فرد با ایمانی را از روی عمد به قتل برساند مجازات او دوزخ است در حالی که جاودانه در آن می‌ماند و خداوند بر او غضب می‌کند و... .

ب. با اجرای قصاص و یا با گرفتن دیه، انگیزه قتل‌های دیگر کاهش و کینه حاصل از آن تا حدی تسکین می‌یابد.

ج. مجازات قاتل از حقوق اجتماعی به شمار می‌آید; یعنی قاتل باید مجازات شود تا امنیت جامعه حفظ شود.

بهترین دفاع منطقی
برقراری عدالت، ایجاد نظم، استقرار امنیت، تأمین آسایش، رفاه مادی و پیشرفت تمدن و فرهنگ از جمله مصالحی هستند که مقبول همه مکاتب حقوقی می‌باشند. لکن از نظر اسلام، همه این ها هدف نیمه نهایی محسوب می‌گردند; چرا که هدف حقوق اسلامی تأمین سعادت انسان در سایه زندگی اجتماعی است. به دیگر سخن، مبانی حقوقی در مکاتب غیراسلامی هدف اصلی حقوق بوده و مطلوبیت ذاتی دارند، امّا در نظام حقوقی اسلام زندگی اجتماعی وسیله‌ای برای رسیدن به کمال حقیقی است. از این رو، قوانین اسلام به گونه‌ای تنظیم شده اند که با هدف نهایی خود منافاتی ندارند.41 با این بیان، به نظر می‌رسد که با اجرای حقوق اسلامی، تمام اهداف حقوقی مکاتب دیگر نیز تأمین گردد. و بالاتر از آن، به جای عدل، قسط اسلامی اجرا شده است که برتری ویژه‌ای بر عدالت دارد; چه اینکه با توجه به هدف والای حقوق اسلامی و برتری اخلاق بر حقوق، جامعیّت حقوق اسلامی بر دیگر مکاتب را به اثبات می‌رساند.

به عبارت دیگر، رابطه مبانی حقوق با اهداف حقوقی رابطه ذاتی و مستقیم است. از این رو، مبانی حقوق با تفاوت جزئی که میان مرد و زن دارد، در رسیدن به هدف حقوقی اسلام هیچ تفاوتی میان آن دو به دنبال نمی آورد و این تفاوت ظاهری ناظر به ابعاد دنیوی است.

برتری نگاه اخلاقی بر نگاه حقوقی در مسئله قصاص
گذشته از همه تفاوت هایی که در باب دیه زن و مرد وجود دارد، نظریه دیدگاه اخلاقی اسلام التیام بخش چالش‌های عقلی و قلبی بشر خواهد بود; چرا که جنبه‌های عاطفی و احساسی زنان قوی تر بوده و از این رو، نگاه اخلاقی اسلام ناظر به مسائل زنان است; چه اینکه به خاطر حضور جدی تر مردان در موقعیت‌های اجتماعی، جنبه‌های حقوقی برای آنان مقدّم شده است. از این رو، چون دنیا ظرفیّت کافی برای جزای همه مسائل اخلاقی را ندارد، خداوند آن را به قیامت موکول فرموده است و در این دنیا فقط جزای حقوقی را دنبال می‌کند. بنابراین، نه تنها هیچ نقیصه‌ای بر شخصیّت و جایگاه زن وارد نمی شود، چه بسا شخصیّت و جایگاه بالای اخلاقی را برای او قایل شده است.

یک سؤال و پاسخ آن
اگر با تفکّر فمینیستی اشکال وارد شود که امروزه شأن و منزلت اجتماعی و اقتصادی و سیاسی و خانوادگی زن کمتر از مرد نیست، از این رو، در دنیای کنونی احکام اسلام کاربردی ندارند، در پاسخ با مبنای اخلاقی و عرفانی می‌توان گفت: تفکّر فمینیستی یک امر عارضی بر مسئله زنان است و هیچ گاه مباحث مربوط به ذات و خلقت زن را تغییر نمی دهد; یعنی بحث قصاص و دیه با توجّه به ذات خلقت زن از سوی شارع مقدّس بیان گردیده است. از این رو، وقتی به جنبه‌های عرفانی و اخلاقی نظر شود، به یک واقعیّت درباره زن پی می‌بریم و آن اینکه او بهتر است در سرا پرده قرار بگیرد تا در سایه آرامش روحی و روانی بیشتر، علاوه بر وظایف اجتماعی، مدارج عرفانی و روحی را بهتر طی نماید; چیزی که هرگز در جنجال‌های بیرون از خانه به آن نمی رسد. در بیرون از خانه، به دلیل درگیری بیشتر عاطفی، شکنندگی بیشتری برای زن به وجود می‌آید، و این بزرگ‌ترین خیانت در حقّ او می‌باشد. پس نه تنها با تفکّر فمینیستی نمی توان موضوع قصاص و دیه را حل کرد، بلکه بالاترین خیانت را هم به جنس زن نموده اند; چه اینکه با بیان کنوانسیون حقوق زنان پس از بررسی‌های مجدد، ادعای اولیه خود مبنی بر تساوی حقوق مرد و زن را نقض کرده و خواستار توجه جدی تر به تفاوت‌های زنان شدند.42

اگر از افتخارات بشر امروزی این است که زن را به عرصه اجتماع آورده و زنان پا به پای مردان کار و تلاش اجتماعی می‌نمایند، چه خوب است کمی هم به خسارت‌های جبران ناپذیر این عمل نگاه کنند; چرا که زن با ترک محیط خانه، وظایف و حقوق اوّلیه خود را نیز ترک کرد.43 ویل دورانت می‌گوید: امور ویژه مربوط به زن خدمت به بقای نوع انسان است و کار خاص مرد خدمت به زن و کودک می‌باشد. و این خصیصه در ضمیر نیمه آگاه او وجود دارد که طبیعت انسانی هم آن را اقتضا می‌کند. زن بی آنکه فکر کند، می‌داند که اصلاحات سالم، از خانه برمی خیزد، از این رو، به خانه و کودک و تربیت آن عشق میورزد. و به کسانی که مشغول تغییر قوانین طبیعی نظام هستی می‌باشند می‌خندد.44

تأکید یک جامعه بر حقوق منهای اخلاق، روابط بی روح و خشکی را در پی دارد که نتیجه آن در جهان غرب، شکل گیری یک نظام اجتماعی بی روح و بی نشاط است که در نهایت، اهداف اجتماعی مورد نظر و مطلوبشان هم حاصل نگردید.45

برتری اسلام بر فمینیسم
در تعالیم اسلام جانبداری‌های گسترده و اصولی نسبت به زنان شده است که والاتر از حقوق قانونی آنان و متعالی تر از اندیشه‌های مادی گرایانه است. با بررسی اجمالی در این مطلب، روشن می‌شود که عزّت و ارزش زنان در مکتب اسلام والاتر از هر مکتب فمینیستی می‌باشد. البته به خاطر حسّاسیت مباحث فمینیسم به چند نمونه از تعالیم اسلام در مورد زنان اشاره می‌گردد و پس از آن نظری به مبانی فمینیسم می‌افکنیم تا ادّعای مزبور ثابت شود.

عزّت اسلامی زنان
1. در اسلام، مساوات اصلی تردیدناپذیر و قلمرو آن بسیار گسترده است و در همه مسائل زندگی و در رابطه با همه انسان ها جاری است. اما فمینیسم به جای تساوی، تشابه مرد و زن را در این امور دنبال می‌کند که خسارت‌های جبران ناپذیری را وارد نموده است.46

2. مکتب اسلام بالاتر از تساوی، توجه ویژه‌ای به زنان نموده است. طبق برخی احادیث، حتّی در نگاه کردن افراد نیز باید مساوات رعایت شود. مساوات در خانواده و در برخورد با فرزندان نیز مورد تأکید قرار گرفته است.47 و بالاتر از آن، دختران و زنان را مقدم نموده است. از این رو، پیامبر اسلام(صلی الله علیه وآله)می فرمایند: «من دخل السوق فاشتری تحفه فحملها الی عیاله... ولیبدأ بالاناث قبل الذکور...»;48 آنکه بازار برود و ارمغانی بخرد و به خانه ببرد، در تقسیم از دختران آغاز کند. و در جای دیگر می‌فرمایند: «سووا بین اولادکم فی العطیّه فلو کنت مفصلا لفصلّت النساء او البنات»;49 با فرزندانتان به مساوات رفتار کنید. اگر می‌خواهید به کسی افزون ببخشید، به زنان بیشتر ببخشید.

3. معیار برتری ایمان و نزدیکی به مقام والای پیامبر(صلی الله علیه وآله)در آخرت، نیکی به زنان و همسران است. پیامبر(صلی الله علیه وآله)می فرمایند: «اقربکم منّی مجلسا یوم القیامه احسنکم خلقاً و خیرکم لاهله»;50 نزدیک‌ترین شما به جایگاه من در روز قیامت کسانی هستند که با همسرانشان نیکوتر رفتار کنند.

آن حضرت در جای دیگر می‌فرمایند: «خیرکم، خیرکم لاهله و أنا خیرکم لاهلی»;51 بهترین مردم در دین باوری کسانی هستند که نسبت به همسرانشان مهربان تر باشند و من از همه نسبت به خانواده ام مهربان ترم. این روش پیامبر معیار برتری ایمان اسلامی است.

4. برخورد عاطفی با فرزندان و مهربانی و رحم دلی نسبت به آن ها ستایش شده است، لکن برای دختران تأکید بیش تری نموده اند.

امام رضا(علیه السلام) از پیامبر خدا(صلی الله علیه وآله) نقل می‌فرمایند: «انَّ اللّه تبارک و تعالی علی الاناث ارقّ منذ علی الذکور»;52خداوند متعال نسبت به دختران مهربان تر از پسران است.

اکنون این سؤال مطرح می‌شود که آیا طرفداران افراطی زن، چنین ارزشی را برای او تعیین کرده و زنان را به جایگاه رفیع مورد اشاره اسلام، رسانده اند؟

5. معاشرت نیکو، جانبداری افزون بر حقوق است که قرآن کریم می‌فرماید: (وَ عَاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ); با زنان به معیار نیک رفتار کنید. کلمه معروف علاوه بر حقوق قانونی، شامل ارزش‌های اخلاقی و انسانی هم می‌شود. بنابراین، اگر کسی فقط به معیار حق و عدل رفتار کند هنوز به این دستور قرآنی (رعایت معروف) عمل نکرده است; زیرا معروف بیش از رعایت حق و حقوق است.

6. در مسائل سلیقه‌ای و مسائل جزئی درون خانگی باید ذائقه و سلیقه زنان را رعایت کنند و احساس و ذائقه خویش را تابع خواسته همسرشان قرار دهند. این درس در تعالیم والای پیامبر(صلی الله علیه وآله) آمده است که فرمودند: «المؤمن یأکل شهوة عیاله و المنافق یأکل اهله بشهوته»;53 مؤمن به میل همسرش غذامی خوردومنافق،همسرش به میل او غذا می‌خورد.

7. توجه عاطفی و ابراز محبت به دختران و زنان آن چنان مورد تأکید است که امام صادق(علیه السلام) فرمودند: هر چه ما را بیشتر دوست داشته باشند زنان را بیش تر دوست دارند.54 این حدیث افزایش محبّت و عواطف نسبت به زنان را ثابت می‌کند نه امیال جنسی و زن بارگی را.

مهم‌ترین ادعای فمینیسم
در مکاتب شرقی، ریشه فمینیسم در فرامین مارکس است که می‌گوید: در جامعه کمونیستی نظام تقسیم کار تنها راه حل مشکل خواهد بود و زنان نیز با مردان برابری خواهند یافت.55 مکاتب فمینیستی که به دنبال تساوی حقوق مرد و زن هستند، می‌گویند: در تطوّر تاریخ همواره بر حقوق زنان ظلم شده است و همواره آنان را از حقوق اجتماعی محروم کرده و پایگاه اجتماعی آنان مقهور واقع شده است و این تضییع حق تا جایی پیش رفته است که حتّی در ابعاد فیزیولژیکی هم اثر گذاشته و زن از نظر جسمی هم ضعیف تراز مردان شکل گرفته است.56

نقدها
1. در پاسخ چنین سخنی، باید گفت: بدون شک، اهداف سودجویانه‌ای که آنان در بیان این مسائل دارند بر کسی پوشیده نیست; همان مکاتب مدافع حقوق زن، او را وسیله‌ای برای سود بیشتر و لذّت جویی خود قرار داده اند. از این رو، ویل دورانت در کتاب لذّات فلسفه می‌گوید: انقلاب صنعتی موجب شد که زن هم صنعتی بشود. زنان، کارگران ارزان تری بودند و کارفرمایان آنان را بر مردان سرکش و گران قیمت ترجیح دادند... نخستین قدم برای نجات مادران ما، قانون 7182 بود که به موجب این قانون زنان بریتانیا، از آن پس از امتیازات بی سابقه‌ای برخوردار می‌شدند و آن اینکه پولی را که به دست می‌آوردند حق داشتند برای خود نگه دارند. این قانون را کارخانه داران مجلس عوام وضع کردند تا بتوانند زنان را به کارخانه ها بکشانند.57

در نهایت، می‌توان گفت: مکاتب فمینیستی با مبانی اومانیستی و سکولار فقط احکام حقوقی و مصالح دنیایی را می بینند. امّا دین به دنبال کمال روحانی است. بنابراین، آنان هنوز هدف خلقت را نشناخته اند و راه رسیدن به آن را هم نمی شناسند و البته بدون شناخت هدف، معرّفی راه رسیدن به آن ممکن نخواهد بود; چه اینکه، پس از شناخت هدف هم، ممکن است راه گم شود.

2. اگر فمینیست ها در دفاع از حقوق زن می‌گویند: جامعه و فرهنگ در تطوّر تاریخ به گونه‌ای رقم خورده است که زن را با تمام خصیصه‌های موجود زنانگی و مرد را به خصیصه‌های موجود (قدرت جسمی برتر و خشن تر و...) تحویل جامعه داده است، قرآن کریم تفاوت‌های فراتر از تفاوت‌های فرهنگی و اجتماعی را معرفی می‌نماید.58

3. بانیان کنوانسیون دفاع از حقوق زنان، پس از بررسی‌های مجدد، ادعای اولیه خود را نقض کرده و خواستار توجه جدی به تفاوت‌های بین زنان و مردان شدند.

آنان تفاوت طبیعی، جنسی و روانی مرد و زن را انکارناپذیر می‌دانند و می‌گویند این تفاوت ها در امر قانون گذاری به گونه‌ای مورد توجه قرار بگیرد که به وضع قوانین مساوی و متناسب بینجامد. چه اینکه وضع قوانین به گونه‌ای باشد که رفاه، آسایش، امنیت، آزادی و حفظ کرامت انسانی را به دنبال داشته باشد.59

پی‌نوشت‌ها
-------------------------------------------------------------------------------
1ـ غلامعلی حداد عادل، فرهنگ برهنگی و برهنگی فرهنگی، ص 32.
2ـ محمدتقی مصباح، جامعه و تاریخ، ص 261.
3ـ مجله تبیان، «زن در اندیشه امام خمینی»، ش 8، ص 10ـ12.
4ـ همان، ص 20.
5ـ محمدتقی مصباح، اخلاق در قرآن، ج 3، ص 60ـ61.
6ـ همو، حقوق و سیاست در قرآن، ص 22 و 23.
7ـ همو، اخلاق در قرآن، ج 3، ص 60 و 61.
8ـهمو، حقوق و سیاست در قرآن، ص 22.
9ـ همان، ص 18ـ20.
10ـ همان.
11ـ محمد حکیمی، دفاع از حقوق زن، ص 26.
12ـ محمد دشتی، نهج البلاغه، خطبه 80 / مرتضی مطهری، نظام حقوق زن در اسلام، ص 205 / عبدالله جوادی آملی، زن در آینه جمال و جلال الهی، ص 370.
13ـ محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج 100، ص 253.
14ـ مرتضی مطهری، نظام حقوق زن در اسلام، ص 201 و 202.
15ـ محمدرضا حکیمی، الحیاط، ج 1، ص 180.
16ـمحمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج 1، ص 160.
17ـ محمد محمدی ری شهری، میزان الحکمه، ج 6، ص 431.
18ـ محمدباقر مجلسی، پیشین، ج 78، ص 186.
19ـ نهج البلاغه، فیض، ص 330.
20ـ محمد حکیمی، دفاع از حقوق زن، ص 32ـ33.
21ـ محمدتقی مصباح، آموزش فلسفه، ج 1، ص 32 و 33.
22ـ عبدالله جوادی آملی، پیشین، ص 250.
23ـ همان، 249.
2ـ عبدالله جوادی آملی، پیشین، ص 251.
25ـ محمدبن یعقوب کلینی، اصول کافی، ج 1، ص 11، ح 3.
26ـ محمد دشتی، نهج البلاغه، خطبه 80، ص 32.
27ـ همان.
28ـ محمدتقی جعفری، وجدان، ص 29 و 60 و 145.
29ـ عبدالله جوادی آملی، پیشین، ص 250.
30ـ همان، ص 255
31ـ مرتضی مطهری، نظام حقوق زن در اسلام، ص 94.
32ـ همان، ص 200 و 222.
33ـ همان، ص 200 و 201.
34ـ کتاب نقد، «حقوق زن»، ش 12، ص 9و10.
35ـ امام خمینی، تحریرالوسیله، ج 2، ص 5190.
36ـ کتاب نقد، ش 12، ص 145ـ146.
37ـ همان، ص 146.
38ـ شهید ثانی، لمعه، کتاب قصاص.
39 محمدتقی مصباح، حقوق و سیاست، ص 42و45.
40ـ هیئت تحریریه مؤسسه درراه حق، بیست پاسخ،ش8،ص 168.
41ـ محمدتقی مصباح، حقوق و سیاست، ص 44ـ66.
42ـ دفتر مطالعات و تحقیقات زنان، مجموعه مقالات دفاع از حقوق زن، ص 44.
43ـ مرتضی مطهری، نظام حقوق زن در اسلام، ص 194 به نقل از الکسیس کارل.
44ـ همان، ص 219ـ 222.
45ـ محمدرضا زیبایی نژاد و محمدتقی سبحانی، درآمدی بر نظام شخصیت زن در اسلام، دفتر مطالعات و تحقیقات زنان، ص 86 و 87.
46ـ مرتضی مطهری، نظام حقوق زن در اسلام، ص 143ـ144.
47ـ شیخ حرّ عاملی، وسائل الشیعه، ج 21، ص 487 و 514.
48ـ شیخ صدوق، امالی، ص 672.
49ـ شیخ جواهری، جواهرالکلام، ج 28، ص 183.
50ـ شیخ صدوق، عیون اخبارالرضا، ج 1، ص 410.
51ـ شیخ طوسی، مکارم الاخلاق، ص 216.
52ـ شیخ حرّ عاملی، پیشین، ج 15، ص 104.
53ـ همان، ج 21، ص 542.
54ـ کتاب نقد، ش 12، ص 17ـ29.
55ـ ر.ک: جورج ریتزر، نظریه جامعه شناسی در دوران معاصر.
56ـ دفتر مطالعات و تحقیقات زنان، مجموعه مقالات دفاع از حقوق زن، ص 44.
57ـ ر.ک: ویل دورانت، لذات فلسفه.
58ـ محمدتقی مصباح، جامعه و تاریخ، ص 261.
59ـ دفتر مطالعات و تحقیقات زنان، مجموعه مقالات دفاع از حقوق زن، ص 47و48.

.....................................................................................................................
منبع:فصلنامه معرفت ، شماره 94



نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » میرشاعر غلی ( پنج شنبه 10/1/85 :: ساعت 9:25 صبح )
»» بخش دیگرى از مقالات منتشر شده در نشریات جمهورى اسلامى ایران است

محمد قنبرى


فهرست حاضر, بخش دیگرى از مقالات منتشر شده در نشریات جمهورى اسلامى ایران است که به حدیث, علوم حدیث, و اطلاع رسانى در حوزه حدیث پرداخته و یا بررسى روایى


موضوعى خاص را پى گرفته اند.
در این فهرست, عناوین مقالات فصل نامه علوم حدیث نیامده است.


*.*.*


* محدث سیاح: به مناسبت بزرگداشت شیخ صدوق/پریوش دانش نیا / کیهان, 13 / 2 / 80 .
* اللهم وال من والاه و عاد من عاداه / کریمى ـ موسوى مبارکه / مشکوة النور, ش 14 .
* معمار غدیر / محمدجواد هاشمى / هنر دینى, ش 6 .
* ابن خلدون و احادیث «مهدى» / غلامحسن تاجرى نسب/ تحقیقات اسلامى, ش 1 و 2 .
* آموزه هاى نبوى در کلام علوى / ابوالفضل هدایتى / فرهنگ جهاد, ش 22 و 12 .
* جایگاه دنیا در جهان بینى امام على(ع) / محمود شفیعى / علوم سیاسى, ش 11 .
* دلایل عظمت و انحطاط حکومت ها از دیدگاه امام على(ع) / زینب برخوردارى / مشکوة النور, ش 14 .
* سیاست خارجى دولت اسلامى از دیدگاه امام على(ع) / عبدالقیوم سجادى / علوم سیاسى, ش 11 .
* سیره و سخن على(ع), پیرامون همگرایى در جامعه دینى/ معصومه ایمان زاده / رسالت, 4 / 2 / 80 .
* عدالت از دیدگاه على(ع) / على رضا جلالى /جمهورى اسلامى, 25, 27 / 2 / 80.
* عدالت در اندیشه سیاسى امام على(ع) / نورالدین شریعتمدارى جزایرى / علوم سیاسى, ش 11 .
* عدالت علوى / محمد رحمانى / فرهنگ جهاد, ش 22 و 21.
* على و عدالت اجتماعى / على حسینى / آینه پژوهش, ش 66 .
* على و قرآن / محمدعلى مهدوى راد / آینه پژوهش, ش 66.
* عمران و آبادى از دیدگاه امام على (ع) / محمدعلى سلطانى / فرهنگ جهاد, ش 22 و 21.
* قشربندى اجتماعى از دیدگاه امام على(ع) / کریم خان محمدى / علوم سیاسى, ش 11.
* مبانى تعلیم و تربیت از دیدگاه حضرت على(ع) / نعمت الله ابطحى / آموزه, ش 8.
* مردم سالارى در بینش و منش امام (ع) / مرتضى هزاوه اى / علوم سیاسى, ش 11 .
* معیارهاى شایستگى از نگاه امام على (ع) / حسین زارعى / همشهرى, 17و 19 / 2 / 80.
* منشور اخلاقیات سازمانى در کلام مولا على(ع) / مهدى الوانى / مدیریت دولتى, ش 48 و 49.
* نظارت در حکومت علوى / محمد رحمانى / فرهنگ جهاد, ش 22 و 21.
* نمایه حدیثى سیره سیاسى امام على(ع) / ابوالفضل سلطانى ـ محمدى / علوم سیاسى, ش 11.
* آزادى دینى در نهج البلاغه / طیبه اقبالى / مشکوة النور, ش 14 .
* برخى از ویژگى هاى مطبوعات سالم در پرتو کلام على(ع) / على اکبر کلانترى /
 














202







جمهورى اسلامى, 23 / 2 / 80.
* جایگاه نهج البلاغه در اندیشه سیاسى اسلام/ محمدرضا شریعتمدار/ علوم سیاسى, ش 11.
* نگاهى به جایگاه حق مدارى در گفتمان نهج البلاغه / سعید کرمى / ابرار, 26 / 2 / 80.
* سال امام على (ع), سال احیاى نهج البلاغه / محمد کیمیا / معارف, ش 37.
* تصحیح و تحقیق کتاب «فرحة الغرى بصرخة الغرى» و ترجمه آن / جلال برنجیان / تحقیقات اسلامى , ش 1 و 2.
* سیر گسترش نهج البلاغه در پنجاه سال اخیر / غلامعلى حداد عادل / جمهورى اسلامى, 23 / 2 / 80.
* شناخت فلسفى نهج البلاغه / نیکو کریم لو / مشکوة النور, ش 14.
* شناخت نهج البلاغه / مصطفى دلشاد تهرانى / جمهورى اسلامى, 9و 16 / 2 / 80.
* کلام على(ع) ماقبل نهج البلاغه / عزیزالله عطاردى / جمهورى اسلامى, 30 / 2 / 80.
* نماز در نهج البلاغه / محمد رحمانى / فرهنگ جهاد, ش 22 و 21.
* نهج البلاغه و پدیده تکرار تاریخ / على کرمى / فرهنگ جهاد, ش 22 و 21.
* نهج البلاغه و مبانى خط مشى گذارى در حکومت / محمدمهدى ماندگار / علوم سیاسى, ش 11.
* نهج البلاغه امیر بیان از نگاه عالمان / محمدتقى مهاجر / فرهنگ جهاد, ش 22 و 21.
* نقد و بررسى کتاب در «تصحیح تراثنا الرجالى مع التعریف بالمجهولین من رواته» محمدعلى نجار / حسن فاطمى / کتاب ماه دین, ش 40.
* نقد و بررسى کتاب «مسند الامام على(ع)» حسن قبانچى / احمد عابدى / آینه پژوهش, ش 66.
* معرفى کتاب «موسوعة الامام على بن ابى طالب فى الکتاب و السنة و التاریخ», محمد محمدى رى شهرى / محمدعلى مهدوى راد / آینه پژوهش, ش 66.
* نقد و بررسى کتاب «تنبیه الغافلین من فضائل الطالبین» محسن بن محمد جشمى /
 














203







على رضا ذکاوتى قراگوزلو / آینه پژوهش, ش 66.
* معرفى «ترجمه منظوم نهج البلاغه» امید مجد / جمهورى اسلامى, 2 / 2 / 80.
* نقد و بررسى کتاب «معارف نهج البلاغه در شعر شاعران» محمد دشتى / آینه پژوهش / ش 66.
* خردگرایى در نهج البلاغه در گفتگو با محمد خادمى / رسالت, 10 / 2 / 80.
* نهج البلاغه مى تواند درس دانشگاهى باشد / حبیب حسین پور / معارف, ش 35, 36, 37, 38.
* آرمان هاى حکومت از دیدگاه امام على(ع) / بهرام اخوان کاظمى / حکومت اسلامى, ش 17.
* آزادى مخالفان سیاسى در حکومت على(ع)(1)/ محمدحسن سعیدى / حکومت اسلامى, ش 17.
* آزادى در نهج البلاغه / على اصغر مرادى / نهج البلاغه از منظر فرزانگان, ش 2.
* اخلاق سیاسى ـ اجتماعى کارگزاران در نهج البلاغه / خدیجه احمد مهرابى / نداى صادق, ش 20.
* بیت المال در نهج البلاغه / محمد رحمانى / حکومت اسلامى, ش 17.
* پیرامون اسناد نهج البلاغه / حسن حسن زاده آملى / نهج البلاغه از منظر فرزانگان, ش 2.
* تقواى سیاسى در نهج البلاغه / محمدهادى عبدخدایى /مشکوة, ش 68 و 69.
* حقوق متقابل مردم و حکومت اسلامى در نهج البلاغه / محمد مهدى رکنى یزدى / مشکوة, ش 68, 69.
* زمان در نهج البلاغه / مجتبى حسینى / نهج البلاغه از منظر فرزانگان, ش 2.
* زن در نهج البلاغه / مریم پورحسینى / مشکوة, ش 68 و 69.
* سیاست و حکومت در نهج البلاغه / موسى دانش / مشکوة, ش 68 و 69.
* سیاست هاى فقرزدایى در نهج البلاغه / اکبر اسد علیزاده / نهج البلاغه از منظر
 














204







فرزانگان, ش 2.
* شیوه تفسیر قرآن در نهج البلاغه / عبدالله جوادى آملى / نهج البلاغه از منظر فرزانگان, ش 2.
* عشق و پرستش و رهبرى در نهج البلاغه (1 و 2) / گلستان قرآن, ش 105 و 106.
* عوامل سقوط و انحطاط حکومت ها از دیدگاه نهج البلاغه / فاطمه نقیبى/ نداى صادق, ش 20.
* نامگذارى خطبه ها در نهج البلاغه / امیر سلطانى رحیمى / مشکوة, ش 68 و 69.
* نگاهى به جایگاه حق مدارى در گفتمان نهج البلاغه / سعید کرمى / ابرار, 2 / 3 / 80.
* نهج البلاغه و تندبادهاى تحریف و کاستى / محمدهادى امینى / نهج البلاغه از منظر فرزانگان, ش 2.
* نقد و معرفى کتاب آشنایى اجمالى با محتواى بحارالانوار/ گلستان قرآن, ش 108.
* نقد و معرفى تفسیر نعمانى در بحارالانوار/ گلستان قرآن, ش 108.
* معرفى کتاب آشنایى با مسند على بن ابى طالب , یوسف اوزبک/ مجید معارف/ پژوهش دینى, ش 1.
* نهج البلاغه, بلیغ ترین و رساترین کتاب پس از قرآن / گفتگو با آیة الله جعفر سبحانى / نهج البلاغه از منظر فرزانگان, ش 2.
* نهج البلاغه کتاب دل است / گفتگو با دکتر حسین رزمجو / نهج البلاغه از منظر فرزانگان, ش 2.
* معناشناسى تأویل قرآن در پرتو معناشناسى تأویل حدیث / احمد عابدى / صحیفه مبین, ش 24.
* اهل بیت در کتاب و سنت / مولوى عبدالرحمن سرباز / اسوه, ش 43.
* آخرین کلام از اولین امام / غلامعلى افروز / کیهان, 18 / 5 / 80 .
* آزادى مخالفان سیاسى در حکومت على(ع) / محمدحسن سعیدى / حکومت اسلامى 19.
* اصلاحات علوى / محمد محمدى رى شهرى / کتاب نقد, ش 16.
 














205






* تجمع قرآن در نهج البلاغه / على نصیرى / بینات, ش 28.
* چهارده آزمون علوى فرزندان على / سعید لواسانى / کیهان, 2 و 4 / 5 / 80.
* خطبه بى الف مولاى متقیان/ بانو مجتهده امین / حوزه اصفهان, ش 4 و 5.
* سیماى امام على(ع) در آینه قران و حدیث / مریم معینى نیا/ بینات, ش 28.
* علل وسعت اخبار و فضائل امام على بن ابى طالب در تاریخ یعقوبى / محمدحسین ریاحى/ حوزه اصفهان, ش 4 و 5.
* نقطه هاى آغاز در رفتار علوى / حمیدرضا بصیرى / کیهان, 21 / 5 / 80.
* نگرشى بر چگونگى تعلیم و اکتساب علم از دیدگاه امام على(ع) / کریم الله حاجیان / طب و تزکیه, ش 39.
* پاداش سبقت جویان در بیان امیر مؤمنان / على اکبر مظاهرى / جمهورى اسلامى, 23 / 5 / 80.
* فتنه شناسى در نهج البلاغه / ناصر فقیه / جمهورى اسلامى, 28/ 5 / 80.
* معیار گزینش قاضى از دیدگاه نهج البلاغه / محمد مصدق / دادرس, ش 26.
* نقد بررسى کتاب شرح چهل حدیث / محسن جوادى / همشهرى, 3و 4 / 5 / 80.
* نقد و معرفى کتاب شرح الاربعین قاضى سعید قمى / فاطمه فنا / آینه میراث, ش 11 و 10.
* معرفى میراث حدیث شیعه, دفتر پنجم / محمدناصر حسینى علایى / جمهورى اسلامى, 15 / 5 / 80.
* معرفى غررالحکم و دررالکلم, ترجمه هاشم رسولى محلاتى / جمهورى اسلامى, 25 / 5 / 80.
* معرفى «کتاب على (ع)» / حامد ناجى اصفهانى / حوزه اصفهان, ش 4 و 5.

نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » میرشاعر غلی ( پنج شنبه 10/1/85 :: ساعت 9:20 صبح )
»» خداوند متعال نسخه های هدایت وسعادت بشریت

 

قسمت اول



«اللهم انی اسئلک الهدی والتقی والعفاف والغنی والعمل بما تحب وترضی»1


خداوند متعال نسخه های هدایت وسعادت بشریت را به واسطه پیامبران ، هادیان وراهبران مصلح برای امتهای مختلف فرستاده است، که کاملترین آنها دردین مبین اسلام متجلی است، این دستورات براساس شناخت دقیق ابعاد گوناگون وجودی انسان، متضمن دستیابی به زندگی شایسته ونیل به کمال حقیقی وسلامت جسم وروح اوست .


در آیین مقدس اسلام، برنامه تربیت براساس احیای تمامی تمایلات فطری وهدایت همه خواهش های طبیعی بشر استوار است وشناخت این تمنیات فطری وارضای صحیح ومعتدل هر یک از آنها اساسی ترین پایه تربیت انسان می باشد . چنین تربیتی هماهنگ با نظام حکیمانه خلقت وبر وفق قانون آفرینش است، انسان را به شایستگی می سازد وموجبات خوشبختی وسعادت ابدی او را فراهم می کند.


«فاقم وجهک للدین حنیفا فطرت الله التی فطرالناس علیها»2


گرایش به زیبائی از قبیل : زیبا پوشیدن، زیبا سخن گفتن، خود را آراستن، معطر کردن وتمایلات جنسی، همه وهمه اموری است که از فطرت انسان برمی خیزد.


آنچه مهم است، نگهداشتن حریم وخارج نشدن ازحد اعتدال دراین موارد می باشد، نه سرکوب کردن خواهشهاوتمایلات فطری ودرونی ونه تند روی وافراط درآنها، اساسا معنای عفت همین است. یعنی شخصی عفیف وپاکدامن است که بتواند شهوات وغرایز خودرا تحت کنترل درآورد،به طوری که از حد اعتدال خارج نگردد.


پافشاری برمنزلت عفاف دردین اسلام تا جائی است که امام المتقین، امیر مؤمنان حضرت علی ابن ابیطالب (علیه السلام)، مقام وجایگاه عفیف را با مقام شهید در راه خدا مقایسه می کند.


«ما المجاهد الشهید فی سبیل الله باعظم اجراً ممن قدر فعف لکاد العفیف ان یکون ملکاً من الملائکه.


پاداش مجاهد شهید در راه خدا، بزرگتر از پاداش عفیف پاکدامنی نیست که قدرت گناه دارد وآلوده نمی گردد. همانا عفیف پاکدامن فرشته ای از فرشته هاست ». 3


اما با کمال تأسف، همزمان با گام نهادن بشر به سکوی آسمان وحکمفرمائی فن آوری بر مغز واراده بشر، فرشته عفت واخلاق نیز از بسیاری جوامع رخت بربست. زن که مظهر عفاف، حیا وعشق ورزی به قداست وپاکی، مام بشریت محسوب می شد وتداعی صفات فرشتگان درروی زمین وکانون گرم خانواده می نمود، به عنوان ابزاری بی مقدار در کوی وبرزن چون کالائی دردست طماعان وگردانندگان بازار هوی وهوس درآمد ودرمعرض هجوم همه جانبه جریان های سوء سیاسی وتبلیغاتی وسراشیبی سقوط  قرار گرفت وکرامت ذاتی اش زیر غباری از غفلت وفراموشی مدفون شد.


ازآن پس، اساس ازدواجها درهم ریخت وهمه به دورآتش شهوت رقصیدند ونظام های دقیقی که در طول قرنها زندگی آدمیان برای اداره وبقای خانواده وضع شده بود ونیز روحانی ترین روابط انسانی میان زن ومرد، یکباره فروریخت واز ارزش واعتبار زن، درنظر مردانی که برای وصول به کعبه وجود زن، حریمی ملکوتی ساخته بودند، کاسته شد تا آنجا که آنچه ازبدی، گناه، عصیان، خیانت، کم ارادتی وتجاوز به زن ومقام شامخ او بود، درحق او روا داشتند.


شکی نیست که حفظ سلطه اقتصادی، سیاسی ونظامی کشورهای سرمایه داری استعمارگری برسایر کشورها ومناطق عقب نگاه داشته شده استعمارزده، بدون سلطه فرهنگی وتنیده برافکار وعقاید وفرهنگ مردم این مناطق، ممکن نبوده ونخواهد بود، که استعمار برای رسیدن به این هدف شوم از کتب درسی مدارس گرفته تا مقالات علمی، برنامه های سینمائی، رادیوئی، تلویزیونی، ویدیوئی، ماهواره وغیره به صورت گوناگون بهره برداری می کند وهمواره در صدد است که مردم، به ویژه روشنفکران جوان، بخصوص امت اسلامی را از تاریخ جامعه خود جدا سازد وطرز تفکر استعماری را رواج دهد وهر چه افزونتر، از خود بیگانگی وبیگانه پرستی را توسعه بخشد.


آنچه می تواند جامعه ای را از این تفکرات شوم واضمحلال وسقوط به ورطه نابودی مصون داشته وحفظ کند، ترویج فرهنگ دقیق عفاف وتبیین ابعاد مختلف آن درجامعه است. این نوشتار به همین منظور انتخاب وتنظیم یافته است.


    مفهوم وتعریف عفاف


درتعالیم اسلامی، مفهوم واژه عفت، برکنترل شهوات وجلوگیری آن درخروج از مرز اعتدال دلالت می کند.


در قران کریم «حالت نفسانی که از غلبه شهوت باز دارد » آمده است . به بیان قران کریم عفیف به شخصی اطلاق می شود که خود نگهدار وبا مناعت باشد .4


این تعبیر در افراد وموارد مختلف، شرایط خاص خود را دارد . به عنوان مثال :


 ¬ الف) عفت در فقیر عبارت است از : قناعت ورزی وحفظ نفس از تمایلات شهوانی تا گناهی از وی صادر نشود.


¬ب) عفت در غنی عبارت است از : نگهداری وحفظ نفس از شهواتی که به واسطه وسعت مال وامکانات مالی برای توانگر حاصل می شود. «ومن کان غنیا فلیستعفف ».5


¬ج)عفت در افرادی که توانائی برانجام نکاح ندارند، خودداری نفس از شهوات وحفظ پاکدامنی از آلودگی به گناه .


¬د) عفت در زنان سالخورده به نگهداری حفظ خویشتن است از آنچه نفس بدان میل می کند ، از قبیل : ظاهر کردن زینت وخودآرائی. 6


  عفاف ، ریشه در فطرت


فطرت امری است که خدای متعال آن را در وجود هر فرد قرار داده وانسان بدون اکتساب، به آن میل ورغبت دارد . عفاف نیز یکی ازاین باورهاست. روح عفت وپروا پیشگی از بدو خلقت آدمی تاکنون برانسان حاکم بوده است. البته ممکن است شکل، اندازه وکیفیت بروز آن دردوره های مختلف متفاوت باشد، اما این خصلت همیشه بروز وظهور داشته است. قران کریم درداستان آفرینش آدم وحوا ازاین خصلت فطری چنین یاد می کند :


« فدلهما بغرور فلما ذاقا الشجرة بدت لهما سوء تهما وطفقا یخصفان علیهما من ورق الجنة »7


(شیطان) آن دورا فریفت وبه پستی افکند . چون ازآن درخت خوردند، شرمگاههایشان آشکار شد وبه پوشیدن خویش از برگهای بهشت پرداختند.


درادیان الهی نیز، توصیه به عفاف وحیا فراوان شده است.


دررساله پولس درعهد جدید می خوانیم : «زنان خویشتن را به لباس مزین به حیا وپرهیزکاری بیارایند، نه به زلفها وطلا ومروارید ورخت گرانبها ». 8


برخی براساس مجسمه های برجامانده ، کتیبه ونقش برجسته های تاریخی چنین استنتاج کرده اند که سرما وگرما، علت اصلی اختیار پوشاک نبوده، بلکه علت آن حیا وپوشاندن شرمگاه بوده است.9 وزنان ایرانی دردوره های مختلف از مادها، هخامنشیان، اشکانیان وساسانیان نیز، دارای پوشش بوده اند. 10


«فرید وجدی» دراین باره می نویسد : حجاب زنان قدمتی طولانی دارد، آنگاه به نقل دایرة المعارف لاروس چنین ادامه می دهد، زنان یونانی دردوره های گذشته صورتها واندامشان را تا روی پا می پوشاندند. سخن در مورد حجاب، درلابلای کلمات قدیمی ترین مؤلفین یونانی نیز به چشم می خورد، حتی « بنیلوب» همسر پادشاه «عولیس » نیز با حجاب بوده است وزنان شهر «تیب» نیز دارای حجاب خاصی بودند بدین صورت که حتی صورتشان را نیز با پارچه می پوشاندند. این پارچه دارای دو سوراخ بود که مقابل دو چشمان قرار می گرفت تا بتوانند به خوبی ببینند. در «اسبرطاء » از موقع ازدواج حجاب را رعایت می کردند . نقشهائیکه برجای مانده حکایت می کند که زنان سررا پوشانده ولی صورتهایشان باز بوده است وهنگامی که به بازار می رفتند، صورت هایشان را نیز می پوشانده اند . حجاب در زنان سیبری وساکنان آسیای صغیر وجود داشته وزنان رومانی از حجاب شدیدتری برخوردار بوده اند .11


همه این موارد نشان می دهد که حیا وعفت، خصلتی انسانی است وآدمیان به حکم نهاد وآفرینش خویش بدان رغبت دارند. هنوز قوانین جهانی برلزوم جلوگیری از کارهای خلاف عفت تاکید دارند، اگر چه رعایت آن درهمه جا یکسان نیست ومیزان به فعلیت رسیدن آن درافراد مختلف است.


    شکل گیری عفاف در سایه وراثت وتربیت


دوعامل وراثت وتربیت، نقش مهم ومؤثری در پرورش سجایای اخلاقی، پاکدامنی، سعادت وخوشبختی انسان دارند. با شناخت دقیق وتوجه کافی به دو موضوع  وراثت وتربیت وبکارگیری دستورات صحیح ومناسب دراین زمینه می توان صاحب نسلی پاک، سالم وسعادتمند شد.


«وراثت عبارت است از: نیروی طبیعی در موجود زنده که به وسیله آن، صفات از اصل به نسل منتقل می شود، خواه این صفات مخصوص این نسل باشد، خواه مشترک میان تمام افراد این نوع یا بخشی ازآنها باشد.»12


به تعبیر دیگر : « انتقال صفات وخصوصیات جسمانی، روانی وحالات وویژگیهای اخلاقی ورفتاری از پدر ومادرویا اجداد به نسلهای بعدی». 13


این خصوصیات وویژگیها درجهت مثبت یا منفی در افراد تاثیر می گذارند، «سلامت یا بیماری والدین، اختلالات روانی وعاطفی، عفت ویا آلودگی، سطح درک وفرهنگ،ایمان واعتقاد، خوی واخلاق والدین، همه وهمه درزندگی انسان مؤثرند. علم روانشناسی ژنتیک ثابت کرده است که حتی حال وهوای زن وشوهر درحین انعقاد نطفه، درفرزندان اثر می گذارد، اضطراب وتشویش، امنیت خاطر، حتی احساس گناه وفریب، درسرنوشت کودک  مؤثر  است».14


امیر مؤمنان حضرت علی علیه السلام دربیان این امر مهم می فرمایند:


 «اذا کرم اصل الرجل کرم مغیبه ومحضره»15


وقتی اصل وریشه انسان، خوب وشریف باشد، نهان وآشکارش خوب وشریف است


ودر جای دیگر می فرمایند:


«حسن الاخلاق برهان کرم الاعراق»16


نیکوئی اخلاق، دلیل پاکی وفضیلت ریشه خانوادگی است. چنانکه از پیامبراکرم (صلی الله علیه واله) روایت شده که فرمود:


«الشقی شقی فی بطن امه والسعید سعید فی بطن امه » 17


براین اساس مراقبتها وخودسازی جسمی وروحی پدرومادر، تقوی، عفاف وپیراستن خود از محرمات ومعاصی نقش بسیار مؤثر ومهمی درسعادت فرزند دارد.


مرحوم شیخ مرتضی انصاری (ره) پیشرفت های علمی ومعنوی خودرا نتیجه زحمات ورعایت های مادرشان می دانند ودانشمندانی همچون آیت الله مطهری وبهشتی که نقش مهمی درتبیین فرهنگ اسلام داشتند از مادرانی پاکدامن، شجاع، مومن وعفیف برخوردار بودند18


وبه همین خاطر است که درحدیث نبوی(صلی الله علیه واله) اینگونه آمده است


 « طوبی لمن کانت امه عفیفه» 19


 محیط تربیتی کودک، یعنی محیطی که شخص درآن متولد می شود ودرآنجا رشد می یابد نیز، درسعادت وشقاوت او بسیار مؤثر است. پدران ومادرانی که محیط مساعدی برای تربیت صحیح فرزندانشان به وجود می آورند ودر معاشرت با آنان گفتاری پاک ورفتاری پسندیده دارند وقدم به قدم، برنامه های تربیتی وفضائل اخلاقی را درپرورش فرزندان خود، مد نظر قرار می دهند، می توانند جوانانی ازهر جهت شایسته تربیت کنند وازاین طریق اوامر الهی را اجرا ووظیفه خود را نسبت به فرزند وجامعه انجام دهند.


بسیاری ازبدبختی های اجتماعی وآلودگیهای اخلاقی وبی عفتی جوانان ازمحیط خانواده سرچشمه گرفته ومعلول تربیتهای نادرست ویا عدم نظارت والدین بر فرزندان است.


«کل مولود یولد علی الفطرة، فابواه یُهَودانه ویُنصرانه ویُمجسانه»20 


هرنوزادی برفطرت الهی به دنیا می آید، پس پدرومادر اورا به دین یهود ونصرانی وزرتشتی گرایش می دهند . بنابراین وراثت وتربیت خانوادگی، اساس شخصیت فرد را تشکیل می دهد ومی تواند اورا به انسانی عفیف با اخلاق وموفق، یا انسانی فاسد،منحرف ومضر تبدیل کند.


 دامنه عفاف


بررسی ابعاد مختلف عفاف وگستره آن درشئونات فردی واجتماعی دامنه وسیعی دارد که با استفاده از قران وسنت به چند مورد از آن اشاره می کنیم:


             1-   عفت درفکر


گرانبهاترین سرمایه ای که خداوند به نوع بشرارزانی داشته، گوهر فروزان عقل است. همه اعمال، احساسات، رفتاروحتی توانائیهایمان براساس اندیشه وفکر حالت می گیرد. هر عمل ورفتاری چه خوب وچه بد، چه اینکه نتیجه آن خیر یا شر باشد، از فکر واندیشه سرچشمه می گیرد، به عبارت ساده تر، آنگونه که می اندیشیم ، عمل می کنیم.


هرچه فکر انسان متعالی تر وبا فطرت کمال جوی او(که خالی ازهرگونه زشتی وپلیدی است) بیشتر منطبق باشد سریعتر راه تکامل را می پیماید. چنانچه، مولای متقیان، حضرت علی علیه السلام می فرمایند: «من عقل عف»21 هر آنکس که عقل دارد عفت می ورزد. ودرجای دیگر می فرمایند: «عقل انسان، به میزان عفت وقناعتش سنجیده می شود»22


ازاین رو ، عقل یکی از عوامل  مؤثر  درتعدیل خواهشهای نفسانی ورام کردن غرایز بشری است. عقل براساس محاسبه صحیح، آزادی انسان را محدود می کند ودرمسیر زندگی، راه را از بیراهه وروا را ازناروا تمیز می دهد. عقل می تواند شهوات وتمایلات بشررا اندازه گیری کندوموجبات تعدیل خواهشها را فراهم آورد وهمچنین قادر است غرایز آدمی را به خیر وصلاح هدایت کند وازتند روی وطغیان باز دارد وخلاصه عقل، راهنمائی است که پیروی ازآن مایه فلاح ورستگاری بشراست. حضرت علی علیه السلام دراین باره می فرمایند:


« فکرک یهدیک الی الرشاد»


 افکار عاقلانه ات تورا به راه صواب وهدایت واقعی راهنمائی می کند.23


انسانی با شرف است که افکار او شریف وبالعکس انسانی آلوده وگنهکار است که اندیشه وفکراو آلوده باشد . جان کلام این است ، برای رسیدن به زندگی حقیقی وسعادتمندانه محتاج اندیشه وفکری عفیف، صادق وقابل اعتماد هستیم.


             2-   عفت درنگاه


ارزش واهمیت این موضوع ازاین بابت است که چشم، دروازه دل است . آنچه ازاین دریچه وارد وجودشخص می شود، گاهی اورا به سرمنزل سعادت وگاه به ورطه سقوط وذلت می کشاند. دل، آنچه را که ازطریق چشم می بیند وحس می کند، مورد تحلیل قرار داده وزمینه را برای انفعال دربرابرشرایط موجود ودر پی آن حرکت برای کسب وتصرف آن شرایط واقناع آن فراهم می نماید. واین سخن درستی است که «هر آنچه دیده بیند دل کند یاد» حال فرق نمی کند که آن نگاه به صواب بوده ومجاز ویا ناصواب بوده وغیر مجاز.


از آنجا که خداوند، خالق انسان است ونسبت به تمام صفات واخلاقیات او آگاهی کامل دارد ، مصلحت، خیر وصلاح اورا بهتر ازهرکسی می داند، لذا به عفت درنگاه توصیه فرموده وانسان را از نگاه های آلوده برحذر می دارد . «قل للمومنین یغضوا من ابصارهم . وقل للمومنات یغضضن من ابصارهن »24 بیان صریح این آیات، حرمت نگاه کردن مردوزن نامحرم به یکدیگر است . عبارت «ذلک ازکی لهم» در این آیه، اشاره دارد که توصیه به عفاف ولزوم پرهیز از چشم چرانی ویا خود نمائی زن، به منظور پاکی جان وروان انسانها وتطهیر آنان از پلیدی، آلودگی، نابسامانیهای اخلاقی، خانوادگی واجتماعی است واین امری است که باسعادت مرد وزن ونسل انسانی مرتبط است.


آری نگاه، جرقه ای است که غریزه را شعله ور می سازد .


«النظره بعدالنظره تزرع فی القلب شهوة وکفی بها لصاحبها فتنه» .25


 نگاه پس از نگاه، همچون تیری از تیرهای زهرآگین شیطان است که چه بسا مدت آن کوتاه ولی مورث حسرت وافسوسی دراز وطولانی است .


 «والنظرسهم من سهام ابلیس مسموم وکم من نظره اورثت حسره طویله ».26


 افراد چشم چران بیش از هر کس جان وروان خودرا به تعب می اندازند وپس آن دچار اضطراب، نگرانی وبه جوش آمدن هیجانات خود می شوند وبه دنبال آن طعمه هوس آلود، باعث رسوائی برای خود ودیگران می گردند. ازاین روست که امامان ما به انذار وتبشیر پیروان خود پرداخته واحادیثی درمدح وتشویق کسانی که در نگاه خود عفت داشته و عقاب سخت ودردناک افرادی که خود را به ورطه چشم چرانی ونگاه آلوده انداخته اند، بیان فرموده اند.


امام صادق (علیه السلام) دراین باره تصریح می فرمایند: وقتی انسان نگاهش به سیمای زنی می افتد چشمش را ببندد وبه آسمان متوجه گردد خدای متعال بلا فاصله یکی از حوریه های بهشتی را به عقد او درمی آورد.


 27 وحضرت رسول (صلی الله علیه واله ) می فرمایند: هر مسلمانی که یکبار به زنی بنگرد، آنگاه چشم ازاو بازدارد ، خدای متعال اورا با عبادتی انس دهد که لذت آن را درقلب خویش احساس کند28


درجای دیگر امام صادق علیه السلام می فرمایند: هرکس چشم خودرا از گناه پر کند، روز قیامت خدا چشم اورا ازآتش پرخواهد ساخت مگر، توبه وبازگشت نماید.29


 ₪ 3-عفت درمعاشرت


واضح است که فعالیت های اجتماعی زنان وحضور آنان درعرصه های مختلف، زمینه تعادل وارتباط بین زن ومرد را بیشتر کرده است . درپرتو حضور اجتماعی، بسیاری از استعدادها وقابلیتها به فعلیت می رسد، تعلیم وتعلّم، توسعه، تکنولوژی وبالارفتن فهم سیاسی وآگاهی اززمان محقق می شود وهمچنین درسایه فعالیت اجتماعی، وظیفه امر به معروف ونهی ازمنکر عملی می گردد. ازاین رو یکی از انگیزه های دعوت به مشارکت اجتماعی زنان، بالارفتن شخصیت علمی، معنوی واجتماعی آنان است، که بدون این حضور، انجام این مهم دست یافتنی نیست ویا با دشواری ومشقت همراه است. درزمان رسول خدا(صلی الله علیه واله) زنان پرسشهای خودرا از پیامبر(صلی الله علیه واله) می پرسیدند وهیچگاه رسول خدا آنها را منع نمی کرد. آنچه مسلم است واز قران وسیره پیامبر(صلی الله علیه واله) وائمه اطهارعلیه السلام دریافت می شود، این است که زنان بارسول اکرم (صلی الله علیه واله) وامامان بزرگوار معاشرت وگفتگو داشته واین یک امر طبیعی وعادی بوده است .


ازدیدگاه اسلام، مشارکت اجتماعی زنان وتعامل وارتباطاتی که دراین زمینه پیش می آید تجویز شده، اما این روابط، همواره دارای آداب وشرایطی است که آن را عفت در روابط اجتماعی نامیده ایم .    


¬الف- پرهیز از محادثه که آن عبارت است از: گفتگوئی که هزل ولهورا به همراه داشته وبا نوعی فتنه انگیزی آمیخته است . حضرت رسول (صلی الله علیه واله) می فرمایند:


« ومن فاکه امراه لا یملکها حبسه الله بکل کلمة کلمتها فی الدنیا الف عام » 30


هر کس بازن نامحرم شوخی کند، برای هر کلمه ای که بااو سخن گفته، هزارسال زندانی می گردد.


¬ب- پرهیز ازخلوت : امام موسی بن جعفر (علیه السلام )به نقل از پیامبر( صلی الله علیه واله) فرمودند : هرکس به خدا وروز قیامت ایمان دارد، هرگز درجائی که نفس زن نامحرمی را می شنود، توقف نکند. 31


همچنین رسول اکرم (صلی الله علیه واله) می فرمایند: آگاه باشید هرگز مرد وزنی باهم خلوت نمی کنند مگر آنکه سومی آنان شیطان است. 32


¬ج- پرهیز از مصافحه: حضرت رسول اکرم (صلی الله علیه واله) فرمودند: « ومن صافح امراه تحرم علیه فقد باء بسخط من الله عزوجل .» 33هرکس بازنی که محرم او نیست مصافحه کند غضب حق تعالی را برای خود خریده است. درجای دیگر می فرمایند: هرکس به طور حرام با زنی مصافحه کند، یعنی بااو دست بدهد، روزقیامت درغل وزنجیر بسته وبه آتش انداخته می شود. 


¬د- پرهیز از استعمال عطر وبوی خوش : رسول خدا (صلی الله علیه واله) فرمودند: هرزنی که خود را خوشبو کند وازخانه خارج شود مورد لعنت قرار می گیرد تازمانی که به خانه مراجعت کند.34


درجای دیگر می فرمایند: « اذا تطیبت المراه لغیر زوجها فانما هو نار وشنار» 35 زنی که خودرا برای دیگران خوشبو کند، خود آتش است وننگ محسوب می شود.                   


    ₪ 4-   عفت درزینت


تمایل آدمی به زیبائی وجمال، یکی از خواهشهای فطری بشراست واحساس لذت از مناظر زیبا، با سرشت انسان آمیخته است. این نکته واضح است که برای شناسائی همه زیبائیها ودرک جمال طبیعی وهنری، تنها حس فطری جمال دوستی کافی نیست، بلکه باید این نیروی طبیعی، تربیت ودرپرتو پرورشهای صحیح بسط وتوسعه یابد. پرورش صحیح می تواند استعدادها را آشکار سازد وازقوه به فعلیت درآورد. به هر نسبتی که سطح دانش وفرهنگ یک کشور ترقی کند وبه هر نسبتی که عواطف مردم شکفته تر شود، زیبائیها بهتر درک واحساس می گردد. چنانچه دردنیای امروز وبین ملل واقوام پیشرفته، مسئله زیبائی مورد کمال توجه قرار گرفته وتمام طبقات مردم، به زیبائی ابراز علاقه شدید می کنند واین حس پیوسته رو به فزونی است وروزبه روز تشدید می شود.


آیین مقدس اسلام نیزکه برنامه جامع سعادت وکامیابی بشراست به این موضوع توجه مخصوص دارد ودرضمن تربیت وپرورش قوه جمال دوستی، استفاده ازآن را نیز به پیروان خود توصیه می کند وبا حمایت ازاین قوه، یکی ازخواهشهای طبیعی بشررا ارضاء می نماید وحتی درکتب اسلامی، روایات بسیاری درباره ارزش زیبائی وجمال انسان آمده است. رسول خدا (صلی الله علیه واله) فرمودند:


 «علیکم بالوجوه الملاح والحدق السود»36


 برشما باد که با خوبرویان نمکین صورت ومشگین چشم معاشرت کنید.


حضرت علی (علیه السلام) دراین باره فرمودند:


 « حسن وجه المومن حسن عنایة الله به»37


 روی زیبای مردم با ایمان، عنایت نیکوی خداوند به آنان است.


بدین سان جامه زیبا پوشیدن، مسواک زدن، شانه وروغن زدن به مو وگیسوان، معطر بودن، انگشتر فاخر به دست کردن، وسرانجام آراستن خویش هنگام عبادت ومعاشرت با مردم درمسجد یا محیط خانواده واجتماع، از مستحبات موکد وجزء برنامه روزانه مسلمانان است واین مطلب، ازآیات قرانی به خوبی استفاده می شود. « یا بنی آدم خذوا زینتکم عند کل مسجد» حضرت امام حسن مجتبی (علیه السلام) بهترین جامه های خود را درنماز می پوشیدندودرجواب کسانی که سبب این کاررا جویا شدند، فرمودند:


 «ان الله جمیل ویحب الجمال فا تجمل لربی» 38


خداوند زیباست وزیبائی را دوست دارد، پس خود را برای پروردگارم زیبا می سازم .


همچنین «عباد بن کثیر» که فردی زاهد نما بود، به امام صادق (علیه السلام ) که لباس آراسته پوشیده بودند، اعتراض کرد وگفت : « یااباعبدالله توازخاندان نبوتی وپدرت علی (علیه السلام )همیشه کرباس می پوشید، این لباسهای فاخر چیست که به تن کرده ای ؟ چرا به لباس ساده تری اکتفا ننمودی؟ حضرت درجواب فرمودند: وای برتوعباد! این چه اعتراضی است که می کنی، خدا وقتی به بنده اش نعمتی داد، دوست دارد آن نعمت را ببیند.39


بنابراین خداوند نهی از زینت نمی کند، بلکه آنچه مذموم است ومورد نهی واقع شده، نهی از تبرج « ولا تبرجن تبرج الجاهلیة الاولی » 40 وآشکار کردن زینت در محافل اجتماعی که محل کار وتلاش زن ومرد مسلمان است، می باشد.


 « ولا یبدین زینتهن».41 براین اساس نه تنها استفاده اززینتها ازنظر شرع اشکال ندارد، بلکه ارضاء تمایل خودآرائی وزینت که یکی ازخواهشهای فطری است، به تکامل ذوق وهنر وشکفتن احساسات کمک می کندوانسان را به راه تعالی روحی وپیشرفتهای عاطفی سوق می دهد. اما باید توجه داشت که این کار به زیاده روی وافراط نگرایدواز حد شایسته واعتدال خود تجاوز نکند. تجمل پرستی، زیاده روی وبی عفتی درزینت وخودآرائی، عوارض نا مطلوبی دارد. اگر این غریزه از حد ومرز شرعی خود خارج شود، آدمی را می فریبد وکام اورا تلخ وزندگی را بر وی تنگ می کند واو را دردام شیطان اسیر می سازد. علامه طباطبائی دراین باره می گوید:


 « کمتر فسادی درعالم ظاهر می شود وکمتر جنگ خونینی است که نسلها را قطع وآبادی ها را ویران سازد ومنشا آن اسراف وافراط دراستفاده از زینتها ورزق نبوده باشد، زیرا انسان طبعاً اینطوراست که وقتی ازجاده اعتدال بیرون شد وپا از مرز خود بیرون گذاشت، مشکل می تواند خودرا کنترل کند» 42


امام صادق (علیه السلام ) می فرمایند: « پیامبر(صلی الله علیه واله) زن را ازاینکه برای فرد اجنبی زینت کند، نهی فرموده واگر چنین کرد، حق است که خداوند اورا درآتش بسوزاند» 


« نهی ان تتزین المرئه لغیر زوجها فان فعلت کان حقا علی الله ان یحرقها با لنار» 43


 5-   عفت درکلام


گستره فعالیت های زنان درجامعه کنونی، اهمیت بحث دراین موضوع را روشن می کندواحکامی که ما از منابع اسلامی دراین باره به دست می آوریم، همه وهمه بیانگر توجه دقیق وموشکافانه اسلام نسبت به سلامت جامعه وفرد می باشد، قران به انسان دستورداده که به گونه ای هوس انگیز سخن نگوئید که بیماردلان درشما طمع کنند، « فلا تخضعن بالقول فیطمع الذی فی قلبه مرض وقلن قولاً معروفا»44 جمله « فلا تخضعن بالقول » اشاره به کیفیت سخن گفتن دارد، یعنی به هنگام سخن گفتن جدی، خشک وبطور معمولی سخن بگوئید.


جمله « قلن قولا ًمعروفا » اشاره به محتوای سخن گفتن دارد، یعنی باید به صورت شایسته که مورد رضای خدای متعال وپیامبر (صلی الله علیه واله) وتوام با حق وعدالت است، سخن گفت، البته (قول معروف) معنی وسیعی دارد وهرگونه گفتار باطل وبیهوده وگناه آلودومخالف حق را نفی می کند. 45 بنابراین ازنظر قران هرگونه ناز وغمزه درکلام، با ادا واطوار سخن گفتن، تغییر صدا که افراد شهوتران را به فکر گناه می افکند وهر گونه سخن باطل وغیرحقی مردود است.


6-عفت درستر (حجاب)


یکی از پردامنه ترین موضوعاتی که دردنیای امروز راجع به زن وحیات اجتماعی او مطرح است، موضوع  ستر یا حجاب زنان می باشد واین مسئله ای است که بحث های موافق ومخالف بسیاری را درجوامع غرب وشرق برانگیخته است. مخالفان پوشش برای اینکه طرفداران ومبلغان مذهب را به انزوا بکشانند ودرنتیجه دست خودرا به تجاوز به حریم عفت زنان باز گذارند، وسوسه ها وشبهاتی راازقبیل : حجاب مانع آزادی، کار ونشانه عقب ماندگی و..است را درذهن زنان القاء کرده وخواستار آن می باشند که خود زنان علیه شرایط موجود، احکام فقهی والهی دین به قیام برخیزند.


مسئله پوشش وحفظ عفاف خاص دنیای اسلام وحتی دنیای ادیان نیست. براساس زمینه فطری، حتی جوامع اولیه وبه دور ازتمدن ومذهب هم آن را مورد توجه خود قرار داده اند، نوشته اند:


 « زنهای تاتار از لحاظ عصمت، وقار ووظیفه شناسی دربرابر شوهران نظیر ندارند. پاکدامنی وحجب وحیای آنها قابل تحسین است. بی احترامی به عفت عمومی وهتک ناموس گناهی بزرگ است، درقانون نامه پاسای مغول، هتک ناموس، زنا وازاله بکارت کیفر اعدام داشت»46


ویل دورانت می نویسد: « دربریتانیای قدیم والدین ثروتمند درمدت پنج سال بحران جوانی، دختران خودرا درکلبه ها زندانی می نمودند. زنان سالمند پاکدامنی را به زندانبانی می گماردند، دختران حق خروج ازاین کلبه ها را نداشتندوتنها اقارب ونزدیکان می توانستند آنان را ببینند. بعضی ازقبا یل جزیره برنئو نیزعمل مشابهی داشته اند.»47 داستان آدم وحوا وبهره گیری آنها از شجره ممنوعه که قبلا ذکر شد نیزدلیل همین مدعاست. بنابراین، مسئله پوشش وعفاف درهمه جوامع وملل به صورتهای گوناگون وجود داشته است، اما با آمدن اسلام این مسئله به عنوان یک حکم تکلیفی وضروری برای زنان تعیین گردید. خداوند درچند آیه قران کریم موضوع لباس وپوشش را مطرح کرده است واهمیت، ارزش، هدف وفایده آن را بیان می کند. قران کریم گاهی هدف از لباس را پوشاندن اعضا، ستر عورت وحفظ بدن وگاه آن را وسیله زینت وگاه وسیله حرمت وشخصیت زن وبازدارنده از دستبرد آزار مزاحمان وافراد فاسد معرفی می کند. « یابنی آدم ! قد انزلنا علیکم لباسا یواری سواتکم وریشا……..» 48 « جمله یواری سواتکم» وصف لباس است ودلالت دارد براینکه لباس پوشش واجب ولازمی است که کسی از آن بی نیاز نیست وآن پوشش عضوی است که برهنه بودنش، زشت ومایه رسوایی آدمی است.»49 « کلمه ریش» دراصل واژه عربی به معنی پرهای پرندگان است وچون پرهای پرندگان غالبا به رنگهای مختلف وزیباست، یک نوع مفهوم زینت درمعنی کلمه ریش نهفته است».50 بنابراین مراد ازلباس دراین آیه تنها پوشانیدن تن ومستورساختن زشتیهای آن نیست، بلکه لباس تجمل وزینت که اندام را زیباتر ازآنچه که هست نشان میدهد نیز مد نظر است.


« یاایها النبی قل لازواجک وبناتک»


 51 ای پیامبر! به همسران ودخترانت وزنان مومن بگو روپوش های خودرا دربرکنند این کار برای اینکه شناخته ومورد اذیت قرار نگیرند بهتر است.


هنگامیکه زن پوشیده باوقار از خانه بیرون رود وجانب عفاف وپاکدامنی را رعایت کند.


 افرا   د      فاسد ومزاحم، جرات نخواهند کرد متعرض وی شوند وبیماردلان که دنبال شکار می گردند از آن چشم پوشیده وفکر بهره کشی ازاورا، درمخیله شان خطور نمی دهند. ازنظر اصول کلی انسانی زن ومرد یکسانند، اما زنان ازجهت خصلت طبیعی که همان جنبه خاص زنانگی، ظرافت، لطافت وجاذبیت است، با مردان، تفاوت محسوس وانکار ناپذیر دارند.


درروایات آمده است: « المرئه ریحانة »52 زن همچون ریحانه یا شاخه گلی، ظریف است، اگر باغبان اورا پاس ندارد، ازدید ودست گلچین، مصون نمی ماند.


قران، زنان ایده ال را که در بهشت جای دارند، به مروارید محجوب وپوشیده در صدف تشبیه می کند، « کامثال اللولوالمکنون » 53 


 ویا آنهارا به جواهرات اصلی مانند یاقوت ومرجان تشبیه می کند که جواهر فروشان، آنها را در پوشش مخصوص قرار می دهند تا همچون جواهرات بدلی به آسانی دردسترس این وآن قرار نگیرند واز قدر وارزش آنها کاسته نشود. این جوهر لطیف را از سهل الوصول بودن مصون داشته ومحدوده مطمئن تری پیرامون او قرار داده است.


 


 





 


پی نوشتها:


1-صحیفه فاطمیه ،ص96، دعاؤها(علیها سلام)، فی یوم الخمیس، ازدعاهای حضرت زهرا (سلام الله علیها )


2-روم ، 30                                                                                                           


3-نهج البلاغه ،حکمت 474      


4-لسان العرب- ج9-ص290- اقرب الموارد- ج2- ص 803- معجم الوسیط- ص 611-                                                


5-قاموس قران، ج5ص19 18                                                


6-نساء ، 6                                                                     


7-مصطفوی ، حسن، التحقیق فی کلمات القران الکریم ، ص181-180         


8-اعراف ، 22                                                          


9- عهد جدید، ص336                                                       


10-مجله پیام زن، مقاله انسان، پوشش وریشه های تاریخی، ج19ص69             


11-زن به ظن تاریخ، ص71،ص141، ص115                            


12-دایرة المعارف فرید وجدی، ج3، ص336                              


13- التربیه وطریق التدریس، صالح عبدالعزیز، ج1،ص124                       


14-اسلام وتعلیم وتربیت، حجتی، سید محمد باقر، ج1ص79            


15-خانواده وکودکان گرفتار، علی قائمی، ص 12-10                  


16-غرر الحکم، ج1، ص327                                                   


17-همان،ص379                                                           


18-جامع الصغیر،سیوطی ،ج2، ص36                                  


19-فصلنامه شورای فرهنگی اجتماعی زنان، ش10،ص46             


20-المستدرک،ج14، ص159                                           


21-مسند احمد بن حنبل، ج2، ص275                              


22-غرر الحکم ،ج2، ص611                                          


23- همان، ص863، «یستدل علی عقل الرجل بالعفه والقناعه»      


24-جوان، محمد تقی فلسفی،ص365                                 


25- نور، 30و31                                                      


26- وسایل الشیعه ،ج7، ص139                                      


27- همان ، ص138                                                  


28- همان، 139، «من نظر الی امراه فرفع بصره الی السماء  اوغض بصره لم یرتد الیه بصره حتی یزوجه الله من الحورالعین»        


29- نهج الفصاحه ، ص551،مامن مسلم ینظر الی المراه اول رمقه


یغض بصره الا احدث الله تعالی له عباده یجد حلاوتها فی قلبه»


30-وسایل الشیعه، ج7،ص142 «من ملا عینه حراما ملا الله عینه یوم


القیامه من النار الا ان یتوب ویرجع»


31-وسایل الشیعه، ج14،ص133          


32-همان،ص134،عن موسی بن جعفر و ابائه


33-کلمه الرسول،ص413،قال رسول الله(ص):  الا یخلون رجل بامراه الا کان ثالثهما الشیطان.


34- وسائل الشیعه،ج14،ص142.


 35- بحارالانوار،ج103،ص247،ای امراه تطیبت وخرجت...


36- نهج الفصاحه،ص36


37-سفینه البحار،ص546


38- غررالحکم، ص379


39- مجمع البیان، ج2،ص412


40- وسایل الشیعه،ج3،ابواب اللابس،باب 7


41- احزاب، 34


42- نور،32


43- المیزان، ج8،ص82


44- وسایل الشیعه،ج7،ص154


45- احزاب،33


46- تفسیر نمونه،ج17،ص289



نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » میرشاعر غلی ( پنج شنبه 10/1/85 :: ساعت 9:17 صبح )
»» آموزش






آموزش زبان



نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » میرشاعر غلی ( سه شنبه 8/1/85 :: ساعت 12:7 عصر )
»» لیست کل یادداشت های این وبلاگ

کتابخانه
مقایسه نظام حقوقی و اخلاقی زن در اسلام
بخش دیگرى از مقالات منتشر شده در نشریات جمهورى اسلامى ایران است
خداوند متعال نسخه های هدایت وسعادت بشریت
آموزش

>> بازدید امروز: 6
>> بازدید دیروز: 3
>> مجموع بازدیدها: 8947
» درباره من

نهج البلاغه

» لوگوی وبلاگ


» لینک دوستان
میرشاعر علی


» صفحات اختصاصی

» وضعیت من در یاهو
یــــاهـو
» طراح قالب